نامه سرگشاده رابرت رایش ( وزیر کار سابق آمریکا) به اسکات بسنت، وزیر کنونی خزانه‌داری آمریکا

در این نامه سرگشاده به تاریخ ۱۷ آگوست ۲۰۲۶ رابرت رایش (استاد دانشگاه برکلی و وزیر کار سابق آمریکا) به اسکات بسنت (Scott Bessent)، وزیر خزانه‌داری آمریکا، به بحث درباره وضعیت فعلی اقتصاد ایالات متحده و مفهوم «اقتصاد K-شکل» (K-shaped economy) می‌پردازد.

رایش معتقد است که اقتصاد آمریکا همچنان شکاف عمیقی میان طبقات پردرآمد و کم‌درآمد دارد:

  • شاخه بالایی K (ثروتمندان): با اتکا به رشد بازار بورس و افزایش ارزش دارایی‌ها و مسکن، مخارج خود را به شدت افزایش داده‌اند و رونق اقتصادی موجود بیشتر ناشی از مصرف این گروه است.
  • شاخه پایینی K (درآمدهای پایین و متوسط): با دستمزدهای راکد، تورم بالا، هزینه‌های فزاینده سوخت و مسکن، و افزایش بدهی‌های اعتباری مواجه هستند.
  • تأثیر سیاست‌ها: رایش سیاست‌های تعرفه‌ای و تنش‌های منطقه‌ای را از عوامل تشدیدکننده فشار بر اقشار کم‌درآمد می‌داند و هشدار می‌دهد که اتکای کل اقتصاد به مصرف طبقه ثروتمند، پایداری کلان اقتصادی را در بلندمدت به خطر می‌اندازد.

در ادامه متن نامه سرگشاده او را برای شما به فارسی برگردانده ام.

برگردان: رضا فانی یزدی 

اسکات عزیز (اگر اجازه داشته باشم این‌طور خطابت کنم).

من استدلال کرده‌ام که اقتصاد K-شکل — اصطلاحی که برای توصیف نابرابری رو به رشد میان خانوارهای با درآمد بالا و درآمد پایین به کار می‌رود — را می‌توان در فروش همبرگرهای مک‌دونالد دید؛ مشتریان با درآمد پایین و متوسط این مجموعه در سه‌ماهه اول سال ۲۰۲۵ به دلیل مشکلات مربوط به قدرت خرید، افت دو رقمی داشته‌اند.

دوشنبه گذشته، شما از من انتقاد کردید و مدعی شدید که مشکلات مک‌دونالد در عوض ناشی از رقابت با رقبایی مانند برگر کینگ است.

(ضمناً اسکات، بیل کلینتون مرا اخراج نکرد و برکلی هم اخراج نخواهد کرد. اما رئیس شما تمایلِ کاملاً ثبت‌شده‌ای برای اخراج وزرای کابینه خود دارد، بنابراین اگر جای تو بودم مراقب می‌بودم.)

در مصاحبه اخیر در برنامه «Squawk Box» شبکه CNBC، حتی اعلام کردید که اقتصاد ایالات متحده دیگر K-شکل نیست: «من از شنیدن درباره این اقتصاد K-شکل خسته شدم. من می‌توانم اینجا قاطعانه بگویم که اقتصاد K-شکل به پایان رسیده است.»

به عنوان یک وزیر سابق کابینه، امیدوارم بدتان نیاید که با وزیر فعلی صریح باشم. اسکات، تحلیل شما کاملاً یاوه‌سرایی و مزخرف است. این اقتصاد همچنان K-شکل است.

کارگران با درآمد پایین‌تر همچنان با دستمزدهای راکد و تورم دست و پنجه نرم می‌کنند، در حالی که کارگران با درآمد بالا از اثرات ثروت‌آفرینی بازار بورس لذت می‌برند. دستمزدهای واقعی ممکن است برای درآمدهای پایین کمی بیشتر از درآمدهای بالا رشد کرده باشد، اما بازار بورس پررونق بیشتر به نفع درآمدهای بالا است.

افزایش نابرابری‌ها تا حدی به دلیل سیاست‌هایی است که شما و رئیستان در دفتر بیضی شکل (کاخ سفید) دنبال می‌کنید — به‌ویژه تعرفه‌های شما و جنگ در ایران، که هر دو قیمت‌ها را به سمت بالا سوق داده و بار بسیار سنگین‌تری را بر دوش آمریکایی‌های با درآمد پایین‌تر نسبت به با درآمد بالا تحمیل کرده‌اند.

گزارش مشاغل ماه ژوئیه نشان داد که رشد دستمزدها به شدت کاهش یافته و میانگین درآمد ساعتی با کندترین سرعت در پنج سال گذشته — ۳.۲ درصد سال به سال — افزایش یافته است. در همین حال، تورم کند نمی‌شود. در نتیجه، قدرت خرید مصرف‌کنندگان در حال کاهش است. اکنون قیمت‌ها ۳.۵ درصد نسبت به سال قبل افزایش می‌یابند، در حالی که رشد دستمزدها به ۳.۲ درصد کند شده است — به این معنی که درآمدهای واقعی آمریکایی‌ها از ماه آوریل در حال کاهش بوده است.

و من فقط درباره مک‌دونالد صحبت نمی‌کنم، اسکات. وقتی خرده‌فروشان بزرگ نتایج سه‌ماهه خود را در ماه مه گزارش کردند، بسیاری به شکاف رو به رشد میان مصرف‌کنندگان با درآمد بالا و پایین اشاره کردند. خانوارهای ثروتمندتر همچنان باعث رونق مخارج می‌شوند، در حالی که خانوارهای با درآمد پایین و متوسط برای همگام شدن دست و پا می‌زنند. جان دیوید رینی، مدیر مالی وال‌مارت گفت: «ما مطمئناً در مورد مصرف‌کنندگان با درآمد بالاتر می‌بینیم که آن‌ها احتمالاً از اثر ثروتِ یک بازار بورس پررونق بهره‌مند می‌شوند. اما در مورد مصرف‌کنندگان با درآمد پایین، آن‌ها لزوماً از این مزیت برخوردار نمی‌شوند و زندگی برای آن‌ها بیشتر صورت‌به‌صورت و بخورونمیر شده است.»

زنجیره‌های فروشگاه‌های مواد غذایی مانند کروگر (Kroger) در حال بررسی کاهش قیمت‌ها هستند تا در این محیط مصرف‌کننده K-شکل، سهم بازار را به دست آورند. تارگت (Target) نیز در تلاش است خود را با آن وفق دهد. کارا سیلوستر، که در اواسط فوریه مدیر ارشد بازرگانی تارگت شد، می‌گوید: ما در حال «توسعه سطوح قیمت‌های بسیار پایین، از ۱ دلار شروع شده تا برخی از برندهای پرمیوم و ممتاز جدید» هستیم.

در تماس‌های اخیر مربوط به درآمدهای سه‌ماهه، مدیران عامل در بخش‌های مواد غذایی، پوشاک فضای باز و پوشاک کودکان به همین الگوی K-شکل اشاره کردند. کوین دپو، نایب رئیس اقتصاددانان و رهبر برنامه برجسته‌سازی صنعت در RSM، آنچه را که رخ می‌دهد به اقتصادی نسبت می‌دهد که در آن خانوارهای با درآمد پایین و متوسط با فشار واقعی مخارج مواجه هستند، در حالی که مصرف‌کنندگان با درآمد بالاتر با سودهای حاصل از سهام محافظت می‌شوند. خرده‌فروش بهبود مسکن هوم دیپو (Home Depot) به‌ویژه به تأثیر هزینه‌های بالاتر سوخت اشاره می‌کند. ریچارد مک‌فیل، مدیر مالی هوم دیپو گفت: «هیچ شکی وجود ندارد که مصرف‌کننده متوسط فشار ناشی از افزایش هزینه‌های سوخت را احساس می‌کند.»

سایر شرکت‌های بزرگ گزارش می‌دهند که سفرهای پرمیوم و کالاهای لوکس (صندلی‌های هواپیمای لوکس و محصولات فناوری سطح بالا) رشد دو رقمی داشته‌اند، در حالی که خرده‌فروشان تخفیفی و فروشگاه‌های یک دلاری از تقاضای بالا برای کالاهای اساسی از سوی مصرف‌کنندگان دارای محدودیت بودجه خبر می‌دهند.

پژوهشگران بانک فدرال رزرو کانزاس‌سیتی نیز همین روند را تایید می‌کنند. پس از تحلیل تغییرات در مخارج مصرف‌کننده بین سال‌های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵، آن‌ها دریافتند که خانوارهای با درآمد بالا (چارک‌های چهارم و پنجم) مخارج خود را به میزان قابل توجهی سریع‌تر از مصرف‌کنندگان با درآمد پایین (چارک‌های اول تا سوم) افزایش داده‌اند. از آنجایی که رشد دستمزد تعدیل‌شده با تورم برای دهک‌های پایین از درآمدداران بالا عقب مانده است، هزینه‌های روزمره مانند مواد غذایی، اجاره و بیمه سهم بزرگ‌تری از بودجه‌های با درآمد پایین را می‌بلعند.

کتاب بژ (Beige Book) ماه مه فدرال رزرو نیز این شکاف K-شکل را منعکس می‌کند و اشاره دارد که خانوارهای با درآمد بالاتر نسبتاً مقاوم مانده‌اند، در حالی که مصرف‌کنندگان با درآمد پایین‌تر فشار مالی بیشتر و اتکای فزاینده‌ای به اعتبار و وام نشان می‌دهند.

طبق گزارش Moody’s Analytics، ۱۰ درصد از ثروتمندترین درآمدداران آمریکایی — متشکل از خانوارهایی که حدود ۲۵۰,۰۰۰ دلار در سال یا بیشتر درآمد دارند — رکورد ۴۹.۷ درصد از کل مخارج مصرف‌کننده ایالات متحده را به خود اختصاص داده‌اند و از طریق اثر ثروت ناشی از قیمت‌های بالاتر سهام و مسکن، اقتصاد را به شدت تقویت می‌کنند. آن‌ها مالک بیش از ۹۰ درصد ارزش کل سهام هستند، بنابراین سودهای بزرگ در بازار بورس آن‌ها را تشویق کرده است که در همه چیز از تعطیلات گرفته تا کیف‌های دستی طراحان معروف ولخرجی کنند. مارک زندی، که بر این تحلیل بر اساس داده‌های فدرال رزرو نظارت داشته است، می‌گوید: «وضعیت مالی ثروتمندان هرگز به این خوبی نبوده، مخارج آن‌ها هرگز تا این حد قوی نبوده و اقتصاد هرگز تا این حد به این گروه وابسته نبوده است.» زندی می‌گوید اقتصاد K-شکل «کاملاً پابرجا» باقی مانده است.

در مجموع، آمریکایی‌های ثروتمند مخارج خود را بسیار فراتر از تورم افزایش داده‌اند، اما هیچ‌کس دیگری این کار را نکرده است. ۸۰ درصد پایین درآمدداران ۲۵ درصد بیشتر از چهار سال قبل هزینه کرده‌اند که به سختی از افزایش قیمت ۲۱ درصدی در آن دوره پیشی می‌گیرد. و آن‌ها برای انجام این کار زیر بار بدهی می‌روند (پژوهشگران می‌بینند که مصادره خودروها و نپرداختن به موقع بدهی کارت‌های اعتباری در میان وام‌گیرندگان با درآمد پایین تا متوسط در حال افزایش است). اما ۱۰ درصد بالا ۵۸ درصد بیشتر هزینه کرده‌اند.

تحقیقات U.S. Bank نیز شکاف اقتصاد K-شکل را در ترازنامه خانوارها، دسترسی به بازار کار، ثروت‌آفرینی بین نسلی و عملکرد بخش‌های مختلف نشان می‌دهد. مت شوپنر، اقتصاددان ارشد U.S. Bank می‌گوید: «خانوارهای با درآمد بالاتر احتمال بیشتری دارد که مالک خانه، سهام و دارایی‌های بازنشستگی باشند، که به آن‌ها اجازه می‌دهد هنگام رشد بازارهای مالی و ارزش منازل، به‌طور مستقیم‌تری مشارکت کنند.»

داده‌های توزیعی فدرال رزرو نشان می‌دهد که ثروت به‌طور فزاینده‌ای متمرکز شده است. تا سه‌ماهه چهارم سال ۲۰۲۵، ۱ درصد از ثروتمندترین آمریکایی‌ها ۲۹.۲ درصد از کل ثروت کشور را در اختیار داشتند (که از حدود ۲۰ درصد در اوایل دهه ۱۹۹۰ افزایش یافته است)، در مقایسه با تنها ۵.۳ درصد برای نیمه پایینی جامعه.

در همین حال، خانوارهای با درآمد پایین و متوسط در حال دست و پا زدن هستند. شوپنر خاطرنشان می‌کند: «افزایش دستمزدها برای اکثر افراد تعدیل شده است، در حالی که هزینه‌های اساسی برای اجاره، مواد غذایی و بنزین همچنان بالا است. در عین حال، اندوخته‌های پس‌انداز همچنان کاهش یافته در حالی که اتکا به اعتبار — به ویژه کارت‌های اعتباری — افزایش یافته است.»

اسکات، به چه مدرک دیگری نیاز داری؟ اگر این یک اقتصاد K-شکل نیست، پس چیست؟

بازار کار بیشتر ابعاد این مدل K-شکل را فاش می‌کند. نرخ استخدام به پایین‌ترین حد خود در ۱۵ سال اخیر یعنی حدود ۳.۲ درصد رسیده است، در حالی که نرخ اخراج در سطح تاریخی پایین ۱.۱ درصد باقی مانده است. در این محیط «استخدام کم، اخراج کم»، کارگرانی که در حال حاضر شاغل هستند تا حدی ثبات دارند، اما جویندگان کار و کسانی که به دنبال پیشرفت هستند دچار مشکل شده‌اند.

این مسئله مهم است زیرا تحرک شغلی راه اصلی کارگران برای افزایش درآمد، انتقال به نقش‌های با باروری بالاتر و ایجاد اندوخته‌های مالی است. بت آن بووینو، اقتصاددان ارشد U.S. Bank می‌گوید: «وقتی استخدام کند می‌شود و پاداش تعویض شغل کاهش می‌یابد، مسیرها به سمت دستمزد بالاتر و تطبیق‌های شغلی بهتر محدودتر می‌شوند.»

در نتیجه، بازار کار می‌تواند در سطح کلان باثبات به نظر برسد، در حالی که در زیر سطح — به‌ویژه برای کارگران در صنایع با دستمزد پایین‌تر یا دوره‌ای‌تر (سایکلیکال) — پویایی کمتری پیدا کند.

من باید تاکید کنم که جنگ در ایران چقدر شدیداً این شکاف K-شکل را بدتر می‌کند. شوپنر از U.S. Bank اشاره می‌کند که «قیمت‌های بالاتر بنزین در نتیجه این امر… ممکن است برای خانوارهای با درآمد بالاتر صرفاً یک زحمت و ناراحتی کوچک باشد، اما برای کسانی که اندوخته‌های کمتری دارند، می‌تواند به سرعت جایگزین مخارج اختیاری شود.» فدرال رزرو سانفرانسیسکو نیز به‌طور مشابه اشاره کرده است که هزینه‌های بالای بنزین و مواد غذایی سهم بزرگ‌تری از بودجه خانوار را در میان ۸۰ درصد پایینی می‌بلعد.

شرایط اعتباری نیز همین شکاف رو به افزایش را نشان می‌دهد. بووینو اشاره می‌کند که خانوارهای با درآمد پایین‌تر «تمایل دارند بیشتر به استقراض‌های با هزینه بالاتر اتکا کنند و سهم بزرگ‌تری از درآمد خود را به بازپرداخت بدهی اختصاص دهند، که این امر آن‌ها را نسبت به نرخ‌های بالاتر و کاهش دسترسی به اعتبار حساس‌تر می‌کند.» یادداشت‌های اخیر کتاب بژ نیز به افزایش اتکا به اعتبار در میان خانوارهای با درآمد پایین‌تر اشاره دارد. نظرسنجی نظر ارشد تسهیلات اعتباری در آوریل ۲۰۲۶، استانداردهای سخت‌گیرانه‌تر وام‌دهی را در بخش‌های کلیدی نشان می‌دهد، که پیشنهاد می‌کند دسترسی به تامین مالی محدودتر می‌شود.

اسکات، مهم است که شما و همکارانتان در وزارت خزانه داری و سایر بخش‌های دولت ترامپ بدانید چه می‌گذرد. اقتصاد K-شکل می‌تواند محیط کلان را باثبات‌تر از آنچه در واقع توسط آمریکایی‌های شاغل متوسط تجربه می‌شود، نشان دهد. واقعیت این است که سلامت کلی اقتصاد به شدت به پایه تنگ‌تر شده‌ای از مصرف ناشی از ثروتمندان وابسته است — کسانی که خرج می‌کنند چون دارایی‌های بازار بورس آن‌ها بسیار بالا رفته است، اما اگر و زمانی که بازار بورس به زمین بازگردد، دست از خرج کردن برخواهند داشت.

در همین حال، فشار تورم و اعتبار به‌ویژه بر آمریکایی‌های با درآمد پایین‌تر وارد می‌شود. از این حیث، اقتصاد K-شکل فقط ویژگی چرخه های اخیر نیست. این امر به ویژگی تعیین‌کننده نحوه جذب شوک‌ها و ایجاد رشد در اقتصاد امروز تبدیل شده است.

ادامه بده اسکات — با تمام استدلال‌های شخصی و مغلطه‌های حمله به شخص، که می‌خواهی به من حمله کن. اما تو باید واقعیتی را که از آن حرف می‌زنم بدانی. تو کسی هستی که قدرت را در دست داری. من فقط یک استاد بازنشسته هستم. عدم درک تو از مشکلات پیش روی آمریکایی‌های شاغل متوسط باعث می‌شود نگران باشم که تو و رئیست به دنبال سیاست‌هایی باشید که این مشکلات را وخیم‌تر می‌کند.

با بهترین آرزوها، اسکات.

رابرت رایش

پ.ن: شاید بخواهی نگاهی به این بیندازی:

متن اصلی این نامه را که به زبان انگلیسی در صفحه رابرت ریش منتشر شده را در اینجا می توانید ملاحظه کنید.

https://robertreich.substack.com/p/an-open-letter-to-scott-bessent?back=%2Fpublish%2Fposts%2Fscheduled&utm_source=substack&utm_medium=email