گرچه در گذشته کشور عمان در بسیاری از مقاطع نقش میانجی میان این و امریکا را ایفا میکرد و به دلیل موقعیت خاص خود، کشوری کوچک، محتاط و عمدتاً بیطرف به شمار میرفت که بیش از آنکه بازیگر تعیینکننده باشد، تسهیلکننده گفتوگو بود، اما با ورود پاکستان به عنوان میانجی، ماهیت معادله تغییر میکند. پاکستان برخلاف عمان، صرفاً یک میزبان یا واسطه نیست؛ کشوری است دارای جمعیت بزرگ، ارتش قدرتمند، توان هستهای، پیوندهای عمیق با عربستان سعودی و کشورهای منطقه خلیج فارس، و روابط راهبردی با قدرتهای جهانی. از همین رو، ورود پاکستان میتواند هم فرصت باشد و هم تهدید: فرصت اگر به کاهش تنش و ایجاد توازن کمک کند، و تهدید اگر به شکلگیری موازنهای تازه علیه منافع ایران بینجامد.
ورود پاکستان هم فرصت است و هم تهدید؛ فرصت از این جهت که پاکستان با ایران، آمریکا، عربستان و کشورهای خلیج فارس رابطه دارد و میتواند کانال گفتوگو باز کند؛ تهدید از این جهت که اگر نقش پاکستان از «میانجی» به «ضامن امنیتیِ اعراب خلیج فارس» تغییر کند، ممکن است به اهرم فشار تازهای علیه ایران تبدیل شود.
پاکستان اکنون بهعنوان میانجی مطرح شده، چون هم با آمریکا رابطه نظامی و امنیتی دارد، هم با ایران مرز و منافع مشترک دارد، و هم با عربستان و کشورهای جنوب خلیج فارس رابطه عمیق مالی، کارگری و نظامی دارد. در دور اخیر مذاکرات شاهد بودیم که اسلامآباد میزبان و گزینه هر دو طرف برای میزبانی مذاکرات آمریکا و ایران بود و رئیس ارتش پاکستان، عاصم منیر، نیز در تلاش برای احیای گفتوگوها نقش کلیدی داشته است.
اما مسئله مهمتر، پیمان دفاعی پاکستان و عربستان است. منابع تحلیلی میگویند این پیمان در سپتامبر ۲۰۲۵ رابطه نظامی دیرینه دو کشور را رسمیتر کرد و حتی بندی شبیه «حمله به یکی، حمله به هر دو» دارد؛ هرچند جزئیات کامل و میزان تعهد عملی آن، بهویژه در حوزه هستهای، روشن نیست.
بنابراین نگرانی اصلی این است: اگر پاکستان فقط میزبان گفتوگو باشد، میتواند مفید باشد؛ اما اگر پاکستان به ستون نظامیِ نظم امنیتی جدید خلیج فارس تبدیل شود، آنوقت برای ایران یک خطر راهبردی است. چون در آن حالت، پاکستان فقط «میانجی» نیست؛ بلکه بخشی از موازنهسازی عربستان و کشورهای خلیج فارس در برابر ایران خواهد بود.
به نظر من ایران باید با دقت به این مسئله توجه کرده و با احتیاط کامل عمل کند: نه در را به روی میانجیگری پاکستان ببندد، نه اجازه دهد پاکستان در نقش ضامن امنیتی علیه ایران در این منطقه تثبیت شود. خط قرمز ایران باید این باشد که هیچ نیروی منطقهای یا فرامنطقهای، چه آمریکا، چه اسرائیل، چه پاکستان، به جای کشورهای ساحلی خلیج فارس درباره امنیت خلیج فارس تصمیم نمی گیرد.
در یک جمله: پاکستان اگر پل گفتوگو باشد، فرصت است؛ اما اگر قرار باشد که به بازوی نظامی نظم امنیتی عربستان و کشورهای جنوب خلیج فارس تبدیل شود، برای ایران نه یک میانجی، بلکه تهدیدی جدی برای نظم و امنیت در آینده این منطقه خواهد بود.