۵ بلوک جمهوریخواه؛ بالاخره شما کجا ایستادهاید؟
بیانیه اخیر «پنج بلوک جمهوریخواه» در استقبال از مذاکرات ایران و آمریکا، در نگاه نخست بیانیهای در حمایت از دیپلماسی و صلح به نظر میرسد. اما هنگامی که به بخش مربوط به جنگ، تجاوز و مسئولیت طرفهای درگیر میرسیم، پرسش مهمی مطرح میشود: بالاخره شما در این منازعه کجا ایستادهاید؟
اگر مخالف جنگ هستید، باید با صراحت و بدون اما و اگر تجاوز نظامی، ترور و نقض حاکمیت ملی ایران را محکوم کنید. اگر معتقدید که حمله به یک کشور مستقل نقض حقوق بینالملل است، نباید همزمان با طرح استدلالهایی درباره «زمینهسازی» یا «ایجاد شرایط جنگ» از سوی کشور مورد حمله، بخشی از مسئولیت تجاوز را از دوش متجاوز بردارید.
مشکل اصلی این بیانیه دقیقاً در همین نقطه آشکار میشود. نویسندگان از یک سو از صلح و مذاکره سخن میگویند، اما از سوی دیگر با معرفی جمهوری اسلامی به عنوان عامل ایجاد شرایط جنگ، عملاً به همان روایتی نزدیک میشوند که سالها از سوی دولت اسرائیل برای توجیه اقدامات نظامی خود مطرح شده است. این روایت بر این فرض استوار است که اسرائیل واکنش نشان میدهد و دیگران عامل بحران هستند. پذیرش چنین چارچوبی، آگاهانه یا ناآگاهانه، به معنای پذیرفتن بخشی از منطق توجیهکنندگان جنگ است.
هیچکس مجبور نیست از جمهوری اسلامی دفاع کند تا تجاوز خارجی را محکوم کند. همانگونه که میتوان مخالف سیاستهای داخلی و خارجی جمهوری اسلامی بود، میتوان و باید در برابر ترور، خرابکاری، حملات نظامی و کشتار غیرنظامیان نیز موضعی روشن و بدون ابهام داشت. اما هنگامی که این دو موضوع در هم آمیخته میشوند، نتیجه آن کمرنگ شدن مسئولیت متجاوز و مخدوش شدن مرز میان قربانی و مهاجم است.
از همین رو، پرسش اساسی از امضاکنندگان این بیانیه همچنان پابرجاست: شما در برابر جنگ، تجاوز و نقض حاکمیت ملی ایران دقیقاً کجا ایستادهاید؟ در کنار اصل مخالفت با تجاوز و دفاع از حقوق ملت ایران، یا در کنار روایتی که میکوشد مسئولیت جنگ را میان متجاوز و قربانی تقسیم کند؟
با این مقدمه نگاهی بیندازیم به بیانیه مورد نظر:
بیانه مورد نظر من بیانیه ایست که اخیراً با عنوان «پنج بلوک جمهوریخواه» در حمایت از مذاکرات ایران و آمریکا منتشر شده است. این که این پنج بلوک دقیقاً چه گروههایی هستند، چه تعداد عضو دارند و چه کسانی در آنها حضور دارند، در اینجا موضوع اصلی بحث نیست. آنچه اهمیت دارد، محتوای سیاسی این بیانیه و بهویژه نگاه آن به مسئله جنگ و مسئولیت آغاز آن است.
گرچه این بیانیه از مذاکرات میان ایران و آمریکا استقبال میکند، اما در بخشی از آن، جمهوری اسلامی ایران به عنوان عامل ایجاد شرایط جنگ و تنش معرفی میشود. نویسندگان بیانیه با طرح این ادعا که سیاستهای جمهوری اسلامی «زمینهساز» حمله و درگیری بوده است، عملاً بخشی از مسئولیت جنگ را متوجه ایران میکنند. همین نکته، به نظر من، مهمترین ضعف سیاسی و اخلاقی این بیانیه است.
در بخشی از این بیانیه آمده است که: در عين حال ما بر اين واقعيت تاکيد داريم که جمهوری اسلامی با تداوم سیاستهای تنش زا و مخرب، زمينه را برای چنين تهاجمی فراهم آورد. جمهوری اسلامی از نخستین روزهای تأسیس خود، به جای تمرکز بر توسعه پايدار، رفاه شهروندان، استقرار دموکراسی و پیشرفت کشور، سیاست صدور انقلاب اسلامی و گسترش ایدئولوژی خود در منطقه را در پیش گرفت. سیاستهای تنشآفرین جمهوری اسلامی نه تنها امنیت کشور را تضمین نکرد، بلکه موجودیت و منافع ملی ایران را نیز در معرض خطر قرار داد.
مشکل اساسی این بخش از بیانیه آن است که گرچه در پاراگراف قبل از آن و در ظاهر تجاوز نظامی به ایران را محکوم میکند، اما بلافاصله با طرح این ادعا که «جمهوری اسلامی با تداوم سیاستهای تنشزا و مخرب زمینه را برای چنین تهاجمی فراهم آورد»، در عمل بخشی از مسئولیت تجاوز را از دوش متجاوز برداشته و متوجه کشور مورد حمله میکند.
این نوع استدلال سالهاست که از سوی دولت اسرائیل و حامیان آن در محافل بینالمللی برای توجیه اقدامات نظامی، ترورها و حملات خود علیه ایران به کار گرفته میشود. آنان همواره کوشیدهاند چنین القا کنند که اسرائیل آغازگر بحران نیست، بلکه صرفاً در حال واکنش به «تهدیدات ایران» است. تکرار همین ادبیات در بیانیه نیروهای سیاسی ایرانی، آگاهانه یا ناآگاهانه، به بازتولید همان روایت کمک میکند.
مسئله اصلی این است که حتی اگر کسی منتقد سیاستهای جمهوری اسلامی باشد، نباید در بیانیهای که موضوع آن محکومیت تجاوز خارجی است، از عباراتی استفاده کند که به نوعی برای آن تجاوز توضیح، توجیه یا مشروعیتتراشی فراهم آورد. تجاوز نظامی، ترور، خرابکاری و نقض حاکمیت ملی یک کشور، مطابق حقوق بینالملل مسئولیتی است که بر عهده دولت مهاجم قرار دارد و نمیتوان آن را با ارجاع به اختلافات سیاسی یا ایدئولوژیک توجیه کرد.
افزون بر این، ادعای مطرحشده در بیانیه نیز محل مناقشه جدی است. واقعیت این است که در سالهای گذشته این اسرائیل بوده که بارها در خاک ایران دست به عملیات خرابکاری، ترور دانشمندان، حمله به تأسیسات و اقدامات مخفی نظامی زده است. در بسیاری از این موارد نیز جمهوری اسلامی یا سکوت کرده و یا واکنشهای بسیار محدود نشان داده است. بنابراین روایت اینکه ایران با اقدامات خود «زمینهساز» جنگ بوده، با واقعیت رخدادهای چند دهه گذشته سازگاری ندارد.
اگر قرار باشد زنجیره وقایع بررسی شود، باید پرسید چه کسی نخستین بار به حاکمیت ملی طرف مقابل تجاوز کرده است؟ چه کسی عملیات ترور و خرابکاری را به بخشی دائمی از سیاست منطقهای خود تبدیل کرده است؟ چه کسی بارها تهدید به حمله نظامی کرده و در عمل نیز این تهدیدها را اجرا کرده است؟ پاسخ به این پرسشها نشان میدهد که مسئولیت آغاز و گسترش درگیریها را نمیتوان به سادگی بر گردن ایران انداخت.
به همین دلیل، گنجاندن چنین عباراتی در بیانیهای که قرار است تجاوز خارجی را محکوم کند، نه تنها کمکی به روشن شدن حقیقت نمیکند، بلکه ناخواسته به تقویت همان روایتی منجر میشود که سالها برای توجیه جنگ، تحریم، فشار و حمله علیه ایران مورد استفاده قرار گرفته است. به نظر من اصل قضیه این است که مخالفت با جمهوری اسلامی یک موضوع است و مخالفت با تجاوز خارجی موضوعی دیگر. مخلوط کردن این دو، هم از نظر سیاسی و هم از نظر اخلاقی، خطایی جدی است که نهایتاً به کمرنگ شدن مسئولیت متجاوز میانجامد. و این پیام اصلی نهفته در این بیانیه است.
رضا فانی یزدی- ۲۳ جون ۲۰۲۶
متن کامل بیانیه آنها را در زیر جهت اطلاع شما گذاشته ام. این متن در سایت اخبار روز نیز قبل دسترسی است.
https://akhbar-rooz.com/2026/06/23/57401
اعلاميه ۵ بلوک جمهوری خواه
در مورد تفاهم و آغاز مذاکره میان جمهوری اسلامی و دولت آمریکا
ما، از تفاهم و آغاز مذاکره میان جمهوری اسلامی ایران و دولت آمریکا استقبال میکنیم و آن را گامی مثبت در جهت کاهش تنشها، جلوگیری از گسترش جنگ و فراهم شدن شرایط مناسبتر برای زندگی مردم ایران، منطقه و جهان میدانیم.
جنگ اخیر ویرانیها و آسیبهای زیادی به بار آورد. مردم ایران، ملتهای منطقه و حتی اقتصاد جهانی از پیامدهای حملهی نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران متضرر شدند. ما تجاوز نظامی، بمباران زیرساختهای غیرنظامی و آسیب رساندن به مردم عادی از سوی دولتهای آمریکا و اسرائیل را که در مغایرت با قوانین بینالمللی بود، را محکوم میکنیم. تخریب شهرها، مراکز اقتصادی، تأسیسات زیربنایی و به خطر افتادن جان شهروندان، با اصول انسانی و موازین حقوق بینالملل سازگار نیست.
در عين حال ما بر اين واقعيت تاکيد داريم که جمهوری اسلامی با تداوم سیاستهای تنش زا و مخرب، زمينه را برای چنين تهاجمی فراهم آورد. جمهوری اسلامی از نخستین روزهای تأسیس خود، به جای تمرکز بر توسعه پايدار، رفاه شهروندان، استقرار دموکراسی و پیشرفت کشور، سیاست صدور انقلاب اسلامی و گسترش ایدئولوژی خود در منطقه را در پیش گرفت. سیاستهای تنشآفرین جمهوری اسلامی نه تنها امنیت کشور را تضمین نکرد، بلکه موجودیت و منافع ملی ایران را نیز در معرض خطر قرار داد.
ما امیدواریم پایان این مخاصمه، آغازی برای مرحلهای تازه در تاریخ ایران باشد؛ مرحلهای که در آن مردم ایران بتوانند با اتکا به اراده و توان خود، برای دستیابی به آزادی، رفاه، حاکمیت قانون، عدالت و آیندهای بهتر، تلاش کنند.
هم چنین امیدواریم نیروهای دموکراتیک و آزادیخواه بتوانند با تکیه بر خواست مردم و از طریق مبارزات مدنی و سیاسی، زمینهساز گذار از استبداد دینی و استقرار یک حکومت جمهوری دموکراتیک و لائیک/سکولار، پاسخگو و مبتنی بر حقوق برابر همه شهروندان و عدم تمرکز شوند.
ما بر تحقق مطالبات زير تاکيد داريم:
ـ توقف فوری اعدامها و بهویژه اعدام زندانيان سیاسی
ـ آزادی فوری و بیقیدوشرط زندانیان سیاسی، عقیدتی و مدنی.
ـ پاسخگویی حقوقی حکومت ایران و جبران خسارت قربانیان سرکوب داخلی، همراه با جبران خسارات واردشده به شهروندان و زیرساختهای غیرنظامی
ـ استقرار سازوکار نظارتی مستقل، پایدار و بینالمللی با حضور گزارشگران ویژه سازمان ملل متحد و نهادهای معتبر حقوق بشری برای رصد وضعیت حقوق بشر در ایران.
همگامی برای جمهوری سکولار دموکرات در ايران
کانون همکاری نهادهای جمهوری خواه ایران
کنگره مشترک جمهوری خواهان دموکرات و فدرال دموکرات
نهادهای شهری جمهوری خواهان
بلوک همگرائی جمهوری خواهان دموکرات
اول تيرماه ۱۴۰۵ (۲۲ ژوئن ۲۰۲۶)