
آقای مهدی جلالی،
بسیار خوشحال شدم که شما در دانشگاه برکلی در دوره چهارساله لیسانس پذیرفته شدید که امیدوارم هر چه سریعتر با موفقیت تمام کرده و وارد مرحله تحصیلات عالی شوید.
ضمنا شنیدم که موفق به دریافت بورس تحصیلی Regent Scholarship نیز گردیدهاید که جای خوشحالی است که هزینه تحصیل شما را در این دانشگاه تامین مینماید.
از آنجا که در ای-میلی که به شورای هماهنگی فرستادید، خود را به عنوان «محقق ریجنت» در دانشگاه برکلی معرفی کرده بودید، برای بعضی دوستان این سوال پیش آمده بود که محقق ریجنت دیگر چه صیغهای است و از من به عنوان فارغالتحصیل دانشگاه برکلی در این مورد جویا شدند. من برای دوستان توضیح دادم که شما دریافت کننده بورسیه کمک هزینه تحصیلی Regent Scholarship هستید و از این رو regent scholar محسوب میشوید، اما این به معنای این نیست که شما وارد دانشگاه نشده محقق هستید. Scholar در اینجا به معنی دانشجو است، و نه پژوهشگر و محقق.
از آنجا که شما عضو شورای هماهنگی اتحاد جمهوریخواهان هستید، لازم دیدم که تذکری دوستانه داده باشم که خدای ناکرده در بیرون از جمع ما خود را به نادرست محقق در دانشگاه برکلی معرفی نکنید که خیلی خوشایند نیست و در مقابل دیگران بویژه دوستان ما در ایالات متحده و بخصوص برکلی که شما را میشناسند و میدانند که هنوز قرار است از همین ترم پاییزی درس را شروع کنید، ممکن است موجبات بی اعتباری شما و احیانا لطمه به شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان را فراهم آورد.
با آرزوی موفقیت شما در تحصیل،
رضا فانی یزدی

مهدی جلالی دو هفته پس از اعتراض به او و در جواب نامه من در نامه ای چنین نوشت

دوستان عزیز،
چندی پیش که موضوع شرکت من در جلسهی سخنرانی دو تن از سیاستگزاران سیاست خارجی آمریکا در کاخ سفید مطرح شد، یک گزارش غیر حرفهای در ذکرعنوان حضور من خطا کرد. سئوال حقوقی طبیعی و روشنی برای دو نفر از دوستان پیش آمد که آیا من به عنوان مسئول اتحاد جمهوری خواهان دعوت شدهام یا خیر؟
محدودهی سئوال مشخص بود. من نیز در پاسخ به آن خاطرنشان کردم که دعوت مذکور یک دعوت شخصی بوده است و برای اجتناب از توضیح در مورد تصمیم گیری فردی و سیاسی خود به ایجاز بسنده کردم. لیکن اخیرا یکی از اعضای اتحاد نامهای را در این ارتباط نوشت که لازم دیدم تذکراتی هرچند بدیهی را در ذیل به اختصار بیان کنم:
- متن دعوتنامه با عنوان شخصی از من میخواست تا در جلسهی استماع گزارش ((briefing مسئولان سیاست خارجی ایالات متحده در مورد ایران حضور بهم رسانم. علت این دعوت نیز آشنایی آنان با مطالعاتی است که من در زمینهی روحانیت و بنیادگرایی شیعه تحت عنوان محقق ریجنت در دانشگاه برکلی به عمل میآورم.
از آن جایی که علت حضور من برای شنیدن این سخنان روشن بود و هرکدام از مستمعین دیگر نیز
علل فردی خود را داشتند، ضرورتی برای غور و جستوجو در احوالات آنها ندیده و نمیبینم.
پیش از این نیز دیدگاههای خود را در موارد مشابه و در مورد سخنرانی در سنای آمریکا به طور
مشروح در روزنامهی اینترنتی “روزآنلاین” بیان کردم. ضمن آن که در رسانههای دیگر نیز اشاره
داشتهام در صورتی که آقای خامنهای و یا آقای بوش با صفت شخصی مرا دعوت کنند، به احتمال
عقلانی تٱثیرگذاری، مشتاقانه آن را میپذیرم. اکنون تکرار را زاید دانسته و به مقالهی مربوط ارجاع
میدهم: http://roozonline.com/02article/014745.shtml
البته تعبیرات از این گونه دعوتها مختلف و جالب بوده است. لیکن من چون از توان پشت پرده خوانیهای مٱلوف و فال بینیهای مرسوم سیاسی بی نصیبم، آن را به معبّران حرفهای میسپارم.
- توهماتی از قبیل مطرح شدن نام اتحاد جمهوری خواهان در این میانه صرفا زادهی ذهن خیال پرور ماست. تا آن جا که مطلعام متٱسفانه مقامات آمریکا شناخت لازمی از اتحاد جمهوری خواهان ندارند و این بر عهدهی هیٱت اجرایی است که این نقیصه را جبران کرده و ضمن تماس با مقامات کشورهای دیگر از جمله آمریکا، دیدگاهها و نقطه نظرات خود را رسما بگوش آنها برساند.
- در احزاب مدرن هرگز رفتار سیاسی و اظهارات اعضا، موضع رسمی حزب تلقی نمیشود. اعضای حزب طبعا بنابر ویژگیهای فردی، عضویت در پارلمان و یا تصدی مشاغل دیگر، ظهور و بروزهای شخصی، متفاوت و گاه متناقضی دارند. با این حال اعضا در یک رابطهی ارگانیک با حزب هستند و رشد فردی یک عضو باعث رشد مجموعهی حزب میشود. عملکرد ضعیف سیاسی یک عضو نیز صرفا باعث عقب ماندن وی از رقابتهای انتخاباتی درون حزبی میشود.
اتحاد جمهوریخواهان هم میکوشد تا به استانداردهای یک حزب و یا سازمان سیاسی مدرن نایل شود. بنابراین در این مورد به خصوص اگر کسی با منش سیاسی من موافق نیست، میتواند در نوبت بعدی به من رای ندهد.
- هرچند نامهی یکی از اعضای اتحاد به هیئت رئیسه از دایرهی اخلاق خارج است و با فضا سازی در ابتدای نامه و بکارگیری عبارت “دیدار و گفتوگوی ناشفاف” در انتها، قصد تخریب شخصیت مرا میکند، اما وضوح نخنما و مذموم بودن این گونه ادبیات، شٱنی برای پاسخ نمیگذارد. سیاق نوشته خود گویای اعتبار آن است.
درعوض خوشنودم از این که ادبیات سیاسی غالب در اتحاد جمهوریخواهان، ادبیاتی مدرن و متین است. فحوای بیانیههای اخیر، بحثهای سیاسی روز و مقالات مربوط به آن نشان میدهد که عدهای از صاحبان اندیشه در این مجموعه از این پراکندهگوییها مدتهاست عبور کرده و با اهتمام جدی در مسیر سیاست ورزی مدرن و فعال، گسترش ارتباطات و یافتن راههای تٱثیرگذاری گام برداشتهاند. ما نیز دو راه بیشتر پیش رو نداریم؛ یا به تولید سیاسی بپردازیم و ارزش افزودهای فراچنگ آوریم و یا درپی تولید کنندگان بدویم و خرده گیری کنیم.
توفیق عزیزان را خواستارم
مهدی جلالی
20 آگوست 2006