پاسخی که باید هفتهها پیش داده میشد
اقدام اخیر ایران در پاسخ موشکی به اسرائیل، از نگاه بسیاری، اقدامی بود که شاید میبایست در همان روزهای نخست آغاز مذاکرات اسلام آباد انجام میشد. اگر چنین واکنشی در همان زمان صورت میگرفت، این احتمال وجود داشت که آمریکا و دیگر میانجیها زودتر برای مهار بحران وارد عمل شوند و همان پیامی را منتقل کنند که اکنون از سوی دونالد ترامپ مطرح شده است؛ یعنی هشدار به بنیامین نتانیاهو برای خودداری از اقدامات متقابل و جلوگیری از گسترش درگیریها.
شاید اگر این اقدام زودتر صورت میگرفت، نه تنها از ادامه حملات ویرانگر و خونبار در لبنان و غزه جلوگیری میشد، بلکه از برخی تنشهای خطرناک میان ایران و آمریکا نیز پیشگیری به عمل میآمد؛ از جمله حوادثی که طی هفتههای گذشته در ارتباط با برخی شناورها، تجهیزات و منافع ایران در منطقه رخ داد. در آن صورت، شاید امروز فضای مذاکرات نیز متفاوت بود و امکان دستیابی به توافقی مؤثرتر و بازگشت آرامش به منطقه افزایش مییافت.
با این حال، فارغ از اینکه این اقدام زودتر یا دیرتر انجام شده است، بسیاری از کسانی که نگران گسترش جنگ و بیثباتی در منطقه بودند، از انجام آن استقبال کردند. از نگاه آنان، ادامه سکوت و عدم واکنش میتوانست این تصور را در طرف مقابل ایجاد کند که دامنه فشارها و اقدامات نظامی را میتوان بدون هزینه افزایش داد. در چنین شرایطی، نگرانی بسیاری این بود که اسرائیل به اقدامات خود در لبنان و غزه بسنده نکند و به تدریج دامنه تنشها را به سمت رویارویی مستقیمتر با ایران گسترش دهد.
در این چارچوب، پاسخ اخیر ایران از دید حامیان آن صرفاً یک اقدام نظامی نبود، بلکه تلاشی برای ترسیم یک خط قرمز و نشان دادن این واقعیت بود که سیاست فشار و تحریک بیپایان نمیتواند بدون واکنش باقی بماند. آنها معتقدند که این اقدام پیام روشنی را به بازیگران منطقهای و بینالمللی منتقل کرد؛ پیامی مبنی بر اینکه ادامه نقض آتشبسها و گسترش درگیریها میتواند پیامدهایی فراتر از آنچه تاکنون دیده شده به همراه داشته باشد.
این اقدام همچنین برای بخشی از افکار عمومی در لبنان معنای دیگری نیز داشت. بسیاری از لبنانیهایی که در جریان درگیریهای اخیر تصور میکردند در چارچوب دفاع از ایران و محور مقاومت هزینه دادهاند، پس از برقراری آتشبس احساس میکردند که همچنان هدف حملات قرار دارند، بیآنکه واکنشی متناسب مشاهده کنند. از نگاه این افراد، پاسخ اخیر ایران این پیام را در برداشت که روابط میان متحدان منطقهای صرفاً محدود به دوران جنگ نیست و کسانی که در روزهای سخت در کنار یکدیگر بودهاند، نباید در روزهای دشوار پس از آن تنها گذاشته شوند.
به همین دلیل، حامیان این رویکرد معتقدند که اقدام اخیر ایران پاسخی بود که میتوانست زودتر انجام شود، اما در هر حال انجام آن نشان داد که در برابر ادامه تنشها و نقض مکرر آتشبسها، ارادهای برای واکنش و دفاع از منافع و متحدان منطقهای وجود دارد.
امیدوارم حملات اخیر ایران به اسرائیل موجب شود که دولت اسرائیل، تحت فشار شرایط جدید، از ادامه اقدامات نظامی و حملات خود در لبنان دست بردارد و در نهایت زمینه برای تثبیت آتشبس و بازگشت آرامش به منطقه فراهم شود.
آتشبس کنونی بارها از سوی طرفهای مختلف نقض شده است و بسیاری از ناظران معتقدند که این وضعیت مانع از دستیابی به یک صلح پایدار شده است. در حالی که ایران از همان ابتدا این توانایی را داشت که نسبت به نقض آتشبس واکنش نشان دهد، طی هفتههای گذشته از اقدام مستقیم خودداری کرد. با این حال، در روزهای اخیر شاهد بودیم که جمهوری اسلامی، پس از صدور هشدارهای متعدد، با انجام حملاتی موشکی نشان داد که حاضر نیست در برابر تداوم نقض توافقات آتشبس سکوت کند.
مقامات ایرانی مدعی بودند که آتشبس قرار بود تمامی جبهههای درگیر را در بر بگیرد، اما در عمل نه تنها در ارتباط با ایران، بلکه در لبنان و غزه نیز بارها نقض شد. واکنش اخیر ایران را میتوان تلاشی برای نشان دادن اراده و توان بازدارندگی خود دانست؛ پیامی که هدف آن جلوگیری از ادامه درگیریها و وادار کردن طرفهای مقابل به پایبندی به تعهدات اعلامشده است.
امید آن میرود که این تحولات به کاهش تنشها، پایان یافتن خشونتها و در نهایت بازگشت صلح و ثبات به منطقه منجر شود؛ چرا که مردم منطقه بیش از هر چیز به امنیت، آرامش و پایان چرخه جنگ و صلح نیاز دارند.
رضا فانی یزدی -۱۸ خرداد ۲۰۲۶