دعوای کاظم علمداری و رضا جوشنی

چرا کسانی به جای مراجعه به ده ها آثار نوشتاری (مقاله –کتاب) و گفتاری (رادیویی – تلویزیونی) افراد به یک نکته، آنهم خارج از متن سخن کسی، آنهم در جلسه ای بقول خودش “جلسه مجازی” یعنی خصوصی، متشکل از 10 -12  نفر می پردازند؟

من توضیح زیادی در این مورد ندارم. فقط برای خودمان متأسفم. البته آقای جوشنی بزگواری کرده اند و نام مرا نبرده اند تا کنجکاوان خود در روابط خصوصی  شان، و دو بهم زن ها در زد و بند هایشان،  در یابند این فرد خطر ناک کیست که چنین حرفی زده است!  این مسائل نشان می دهد که ماهنوز از شیوه های استالینی تخطئه  افراد و افکار گذر نکرده ایم. شاید سن وسال ما  از حد باز سازی  واصلاح  شخصیت ها  هم گذشته باشد. به نسل جوان باید گفت به جای امید بستن به این نسل نفرین شده بروید  یک درخت بکارید کهبراستی  مفید تراست! 

حتما آقای جوشنی در  اختلافات اخیر دوستان اجا برای من هم جای  در نظر گرفته اند که ناگهان فیلشان یاد هندوستان کرده است وبه نکته ای از من از یک جلسه خصوصی پرداخته اند. آقای جوشنی اگر اهل مطالعه هستند می توانند برای آگاهی از نظرات من در باره جنگ و حمله نظامی به کتاب 340 صفه ای من با عنوان “بحران جهانی: نقد نظریه برخورد تمدنها و گفتگوی تمدن ها”،  که قبل از تجاوز آمریکا به عراق نوشته شده مراجعه کنند. بخشی از این کتاب برای اولین بار به زبان فارسی به معرفی افراد نئو کان ها و نقد و تقبیح نظرات آنها می پردازد. ولی می دانم خیلی از ما اهل مطاله نیستیم.  افراد شفاهی، هوچی  و بی ظرفیتی هستیم که در پی مچ گیری دیگرانیم. من وقت برای اینگونه  در گیری های بی ارزش و بی نتیجه که برای برخی ها سرگرمی است، ندارم.  لطفا مرا معذور بدارید.  این میدان تماما در اختیار شماست.  مرا معاف کنید. شما هم بهتر است که از پس از اینهمه شکست از کاربرد شیوه های صدا خفه کن  استالینی دست بکشید. این روش ره به جایی نبرده است. 

چون به نظر می رسد اهل مطالعه  و کتاب خواندن نیستید، برای دانستن نظر من در باره حمله نظامی به ایران، افزون بر ده ها مقاله و مصاحبه، می توانید به متن نیم صفحه ای زیر که در حک و اصلاح آن سهیم بودم، و  صد ها نفر دیگر نیز آن را امضا کردند مراجعه کنید. این متن در تاریخ  2 ماه می  2006 نوشته و انتشار یافت. 

***

اما نکته ای با دوستان گرامی آقایان براتی و فانی.  

در درجه اول من فکر می کنم آقای جلالی متوجه تفاوت بورس دانشجویی و بورس یک محقق حرفه ای و کارشناس که آقای فانی به آن اشاره کرده اند، نبوده اند، و نباید اشتباه ایشان را  بزرگ کرد. آقای جلالی هم باید در خوش خیالی که کاخ سفید به خاطر نظر و تحقیق ایشان با او تماس گرفته اند، تجدید نظرکنند،  و بدانند هزاران محقق برجسته و کار کشته جهانی در حل مشکلی که با کمک آمریکا در جهان آفریده شده است در مانده اند و نظر افرادی مثل من و شما هم کمکی به این ماجرا نمی کند و اهمیتی هم برای آنها ندارد. تا آنجا که من می دانم  این 20 نفری که به کاخ سفید رفته بودند صاحب نظری نیستند که کاخ سفید بخواهد از نظر آنها استفاده کند. تازه استفاده از نظر کسی  احیتاج به جلسه علنی  و بوق زدن ندارد. 

ولی بطور کلی من فکر میکنم، گذشته از نمونه آقای جلالی،  کسی نباید ادعای بی اساس تیتر و عنوان برای مهم جلوه دادن خود بکند. مگر این کار در جامعه زشت و حتی جرم نیست و افراد خاطی تحت تعقیب قانونی قرار نمی گیرند؟ چطور ما در میان خودمان اینگونه تقلب ها ی سیتماتیک و حساب شده  را، اگر تقلب باشد، نه ناشی گری،  نادیده بگیریم، و صرفا به نظرات سیاسی افراد بسنده کنیم؟ ( در اینجا به هیچ وجه منظورم آقای جلالی نیست). مگر ما در باره یک پزشک و مهندس قلابی چنین می کنیم؟  همه ما برای درمان دردمان به پزشک مراجعه می کنیم، نه کسی که مدعی پزشک بودن است. ما در دنیایی زندگی می کنیم که نه تنها تحصیلات علمی مهم است، بلکه سطح و نوع دانشگاهی که تحصیلات را کسب می کنیم نیز اهمیت فراوان دارد.  مهم نرین دانشگاه ها ی جهان دانش آموختگان دانشگاه شریف ایران  را با آغوش باز می پذیرند.  

شک نیست که در مقام نقد نظر، ما باید نه شخصیت افراد، بلکه نظر آنها را نقد کنیم. ولی اگر کسی تیر و عنوان ساختگی برای خود درست کرد تا خود، و در نتیجه نظر خود را مهم جلوه دهد  و دیگران را فریب دهد، باید به عنوان فرد متقلب با او برخورد کرد. این دیگر اختلاف نظر نیست.  این ربطی به موضع سیاسی او، و یا ساده اندیشی آقای جلالی ندارد. 

من ادعا های بی اساس تیتر و عنوان سازی  افراد برای مهم جلوه دادن خود را زشت و تقلب آشکار برای فریب مردم می دانم. و گرنه دلیل ندارد  که مثلا کسی لیسانس هم ندارد ادعا کند که دکترا دارد. این کار برای فریب مردم است. به اطراف خود نگاه کنید تا ببینید که پدر بزرگ این کار در میان ما کیست. کسی که احتمالا مدرک لیسانس هم ندارد بطور علنی تیتر دکتر، استاد داشگاه،  فیلم ساز، محقق و پژو هش گر، عضو هیئت امنای دانشگاهی برای خود می سازد. نام  این کار را جز فریبکاری و تقلب چه می توان گذاشت؟  اینگونه افراد اگر چیزی در چنته داشتند در پی عنوان سازی دروغین برای خود نبودند. توان و دانش این افراد هم از حد پا منبری نوشتن بر نوشته های دیگران،  یا بر کول چهره های دیگر سوار شدن و بر دیگران تاختن، و یا احسنت گفتن و تقبیح دیگران،  و زنده باد حسن و مرده باد حسین تجاوز نمی کند. و هر گاه بتوانند با این و آن تماس می گیرند ودو بهم زنی می کنند. در کاربرد این روش ها  تا آن حد پیش می روند که افراد را  به پول گرفتن از سازمان جاسوسی سیا برای اجا  متهم می کنند.  اینگونه افراد حقیر به دنبال راهی می گردند که مردم آنها را جدی بگیرند. عنوان سازی یکی از آنهاست. وقتی  این ماجرا بصورت یک بیماری ناشی از عقده های باز نشده در سراسر زندگی  در آمده است، خطرناک است، و راهی  جز فاصله گرفتن از آن افراد نیست. کاری که من کرده ام.

پایان

30 اوت 2006

————————– 

متن اطلاعیه برای جمع آوری امضا که حدود سه ماه قبل انتشار یافت.

نامه سر گشاده به آقای محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران

زرد حذف. سبز اضافه 

آقای رئیس جمهور،

ما امضا کنندگان ذیل و متخصصین امور خاور میانه در مراکز دانشگاهی و تحقیقی آمریکا اخیراً در نامه ای سرگشاده خطاب به رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا (با ذکراینکه سازمان بین المللی انرژی اتمی دلیلی برای استفاده نظامی از فن آوری هسته ای در ایران نیافته است) دولت آمریکا را از اعمال فشار دیپلماتیک و تهدید های نظامی بر علیه جمهوری اسلامی ایران بر حذر داشته ایم.  بنظر ما عملیات نظامی در ایران نه تنها منافع ملت آمریکا را تامین نخواهد کرد، بلکه صلح در منطقه و جهان را نیز بخطرانداخته موجب زیانهای اساسی به زیربنای اقتصادی و نظامی کشور ایران و قتل بسیاری از افراد بیگناه خواهد شد.  عواقب حمله به عراق نشان میدهد که در صورت وقوع چنین فاجعه ای کلیه باز سازیهای بعد از جنگ تحمیلی بباد فنا خواهد رفت و دهه ها خواهد گذشت تا ملت به وضع فعلی برسند و البته سنگین ترین بار را در این راه طبقات محرومی بدوش خواهند کشید که شما در انتخابات بهمیاریشان میطلبیدید.  بعلاوه نظامی شدن فضای کشور در پی عملیات خصمانه دشمن ناگزیر زمینه تمام وعده هایی که شما به مردم داده اید، یعنی مقابله با فقر و فساد و بی عدالتی را از بین خواهد برد،  و به فرایند مردمسالاری لطمه فراوان زده نقض حقوق بشر در ایران را تشدید خواهد نمود.   

جای آن دارد که از شما نیز بعنوان رئیس قوه مجریه جمهوری اسلامی ایران در خواست کنیم که در این شرایط حساس با بیان ملایم، سیاست معتدل و دیپلماسی کارشناسانه برای رفع این بحران اقدام نموده از سخنان تحریک آمیزی که میتوانند بهانه ماجراجویان قرار گیرند اجتناب فرمائید.  ما معتقدیم که استیفای حقوق قانونی ملت ایران از طریق مذاکرات جدی همراه با حسن نیت و انعطاف و در فضائی بدور از هرگونه تحمیل و ارعاب امکان پذیر می باشد.

با احترام،

Open Letter to Mr. Mahmoud Ahmadinejad, President of the Islamic Republic of Iran

Mr. President,

We, the signatories of this letter and Middle East experts in academic and scientific institutions of the United States, recently drafted a letter addressed to the President of the United States.  In that letter (while mentioning that International Atomic Energy Agency has not found evidence of military use of nuclear technology in Iran) advised against coercive diplomacy and military option in Iran.  In our view military operations in Iran will not merely harm the national interests of the United States. They will also endanger regional and global peace, cause serious harm to economic and military infrastructure of Iran and lead to the killing of a lot of innocent people.  The consequences of the Iraqi invasion proves that such a disaster will undo the reconstructions that the Iran has undertaken after the imposed war (with Iraq) and it will take the county decades to reach our present status quo — and of course, the deprived classes whom you called upon during your election campaign shall carry most of this heavy burden.  Besides, militarization of the country in the wake of hostile enemy action can’t help but damage the process of democratization and exacerbate violations of Human Rights in Iran.  

At this sensitive juncture we deem it proper to also request that you, as the leader of the executive branch in the Islamic Republic of Iran, attempt to defuse this crisis by moderate speech, temperate political conduct and professional diplomacy.  We ask that you avoid provocative language that might be used as an excuse for adventurism.  We believe that Iran’s legal rights can be attained in serious negotiations accompanied by good faith and flexibility and in an environment free of coercion and intimidation.  

Respectfully,

من نیز در نامه ای به دوستان پس از نامه رضا جوشنی در حمایت از کاظم علمداری با شناختی که از او در آن زمان داشتم و در دفاع از او نامه زیر را برای دوستان اتحاد فرستادم.

با سلام به همه دوستان:

نامه اخیر دوستان گرامی دکتر رضا جوشنی و جواب آن توسط دکتر کاظم علمداری را همگی دیدیم و متاسفانه نمی‌دانم چه نکته خاصی باعث شده که آقای جوشنی بحثی را که گویا مدتها پیش در یک جلسه پالتاکی مطرح شده بود به یکباره دراین روزها مطرح کردند. آیا واقعا نگرانی به جای ایشان از حمله امریکا به ایران و استیصال همه ما از آنچه که این روزها در انتظار میهن ماست و اینکه ما متاسفانه قادر به هیچ کاری نیستیم باعث آن گردید، یا که بعضی‌ها با دسیسه و حسادت درست در زمانی که همه ما نگران از آنچه فارغ از اراده ما ممکن است بر کشور ما برود، ذهن ایشان را آشفته کردند و بالاخره دکتر جوشنی که صادقانه نگران روزهای فاجعه‌بار آینده برای میهن ماست، دست به قلم برد و بحث دکتر علمداری را که در یک چارچوب کاملا متفاوت مطرح شده بود، به گونه‌ای مطرح کردند که متاسفانه طرح آن و پاسخی که بدان داده شد باعث رنجش هر دو طرف شد.

از آنجا که دکتر علمداری را مدتهاست که می‌شناسم و به ایشان و همسرشان دکترنیره توحیدی علاقه و احترام خاصی دارم، لازم دیدم که چند نکته را یادآوری کنم.

*آقای کاظم علمداری و خانم نیره توحیدی از معتبرترین و با احترام‌ترین چهره‌های سیاسی-فرهنگی و دانشگاهی ایران در ایالات متحده می‌باشند که در میان نیروهای روشنفکر و مترقی ایران نیز از اعتبار خاصی برخوردارند و کمتر کسی است که در سلامت شخصیت آنها شک نماید.

ایشان سالهاست که با نوشته‌های خود، کتب و مقالات، و سخنرانی‌های گوناگون و برپایی و کمک به برپایی اجتماعات ایرانی طرفدار صلح و دمکراسی و حقوق شهروندی برای جنبش دمکراتیک و سکولار ایرانی در مقابل جریانات وابسته و بی‌هویت سلطنت‌طلب و فرصت‌طلب از هر قماشی اعتبار ایجاد نموده‌اند.

این دو شخصیت فعال آکادمیک در حقیقت از سرمایه‌های گرانبهای جنبش دمکراسی خواهی ایرانیان هستند و حفظ احترام به شخصیت آنها در حقیقت در راستای دفاع از جنبش دمکراتیک ماست.

*تا آنجا که با آقای علمداری و خانم توحیدی، چه شخصا و چه از طریق کارهای آکادمیک، کتب و مقالات و سخنرانی‌ها و سایر فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی ایشان آشنا هستم، ایشان همیشه متوجه تحولات دمکراتیک با روش‌های معقول و راهکارهایی بوده‌اند که هدف آن نه صرفا واژگونی رژیم اسلامی به هر قیمت، که بیشتر نگران حفظ دمکراسی پس از تحول بوده‌اند و به همین دلیل همیشه مخالف شیوه‌های کور براندازانه بوده‌ و از همین بابت نیز از طرف گروه‌های سلطنت‌طلب، ساواکی‌ها و چپ‌های تندرو و نیروهای افراطی مورد افترا قرار گرفته‌اند.

*تا آنجا که اطلاع دارم، کاظم و نیره از زمره اولین کسانی هستند که با جسارت از جنبش اصلاحات و هسته‌های روینده آن در ایران در زمانی که بسیاری از دوستان کنونی ما سرگردان میدان سیاست بودند و یا بکل از سیاست بریده و حداکثر در محافل کوچک حقوق بشری مشغول بودند، از این جنبش دفاع کرده و با گرو گذاشتن اعتبار خود مباحث این جنبش را در لایه‌های وسیع‌تری از روشنفکران ایرانی بویژه در طیف چپ به بحث و بررسی گذاشتند.

*آقای علمداری و خانم توحیدی در موارد متعددی آغازگر و مبتکر دعوت از شخصیت‌ها، حمایت از آنها، برگزاری مراسم سخنرانی و آکسیون‌های وسیع در ایالات متحده بوده‌اند که جنبش دمکراسی در ایران را به جامعه امریکا معرفی نموده است. شخصیت‌هایی که مورد احترام جامعه ایرانی بود و از سرمایه‌های جنبش صلح و دمکراسی خواهی ایرانیان می باشند، از جمله اخیرا خانم شیرین عبادی و آقای اکبر گنجی و یا موارد متعدد دیگر. شخصیت‌هایی که بدون کمترین تعارفی بسیار صریح تر از خیلی دوستان ما در اتحاد جمهوری خواهان ایران مخالفت خود را با حمله نظامی امریکا به ایران و یا هرگونه مداخله دیگری از این دست اعلام کرده اند، و گاه گناه جسارت آنها در مخالفت با حمله نظامی و عراقیزه کردن ایران  به حساب این دونفر برگزارکنندگان اصلی مراسم نوشته شده است. باید اضافه کنم که در بسیاری موارد این دوستان بدون کمترین چشمداشتی چنان نقش فعالی در جریان امور ساماندهی اقدامات جمعی از جمله در دفاع از شخصیت‌ها و جریانها ایفا می‌کنند که بدون آنان شاید آن حرکت ممکن نمی‌بود ولی در عین حال نام آنان بطور ساده در کنار نامهای دیگر به چشم میخورد.

*تا آنجا که می‌دانم، دوستمان کاظم علمداری بطور مستقیم در شکل‌گیری اتحاد جمهوری خواهان ایران نقش اساسی ایفا نموده به گونه ای که اکثر دوستان ما در ایالات متحده و بویژه محافل دانشگاهی از آنجا که اسم ایشان به عنوان یکی از اعضای اصلی و بنیانگذاران اجا مطرح بود، با فراغت خاطر و بودن نگرانی از امضای بیانیه اجا استقبال کردند و حتی در اولین همایش ما شرکت مستقیم نمودند. حضور مستقیم کاظم و حمایت نیره در استقبال و حمایت دیگران از اجا نقش  بسیار موثری حداقل در منطقه ما داشت، گرچه دوستان دیگری همچون آقایان تهرانی و حکمت نیز با سوابق سیاسی طولانی و خصوصا شهرت فسادناپذیری آقای تهرانی به عنوان یکی از بنیانگذاران اجا نیز موجبات استقبال وسیع فعالین جنبش را در همایش برلین برای ما فراهم آورد.

مطمئنم که دوست عزیز ما آقای جوشنی که خود از فعالین هشیار و صادق جنبش چپ  وقابل احترام همه دوستان ما هستند، از بسیاری از نکات ذکر شده بالا باخبرند و احیانا طرح موضوع از طرف ایشان صرفا بر اثر سوء تفاهم و از روی دلسوزی به مثابه هشدار بوده است. ولی لازم دیدم از آنجا که نامه ایشان و جواب کاظم در ای-میل لیست مطرح شده، و هستند دوستانی که شاید شناخت کافی از فعالین اجا در ایالات متحده نداشته باشند، برای رفع سوء تفاهم به این نکات اشاره کنم.

دوستان ما کاظم علمداری و نیره توحیدی در حقیقت از معدود شخصیت‌های آکادمیک و دانشگاهی جامعه ایرانی خارج از کشور هستند که در حوزه جنبش های سیاسی و اجتماعی به کار جدی آکادمیک پرداخته و محصول کارهای آنها به صورت کتب، سخنرانی ها، مقالات و آموزش در کارگاههای اندیشه برای بخشی از هم نسل‌های ایشان و نسل کنونی روشنفکران جوان ایرانی موجب تحول جدی اندیشه قرار گرفته است. سرمایه های جنبش ما متاسفانه بسیار محدودند و امیدوارم دوستان عزیز در نقد اندیشه و نقطه نظرات همدیگر با دقت و احتیاط رفتار کرده و در حفظ احترام شایسته نهایت احتیاط را داشته باشند. 

در پایان توضیح دهم که اگر در کنار نام آقای علمداری از  خانم توحیدی که از معتبرترین شخصیت های شناخته شده آکادمیک در جنبش زنان در داخل و خارج کشور بوده و نه تنها در محافل ایرانی که در محافل بین‌المللی شناخته شده می باشند، نام برده‌ام صرفا به این دلیل که این دو شخصیت آکادمیک در حوزه فکری و عملی به هم نزدیک بوده وبسیاری از فعالیت های اجتماعی و سیاسی را در دفاع از جنبش دمکراسی خواهی  بطور مشترک انجام می‌دهند.

با احترام به دوستان گرامی جوشنی، علمداری و توحیدی.

رضا فانی یزدی

31 آگوست 2006