پیامدهای نگران‌کنندهٔ پاکسازی نظامیِ شی در چین

 

چرا بی‌صبریِ او از فرماندهان چینی باید سیاست‌گذاران آمریکا را نگران کند

کریستوفر جانسون | ۳۰ ژانویهٔ ۲۰۲۶

رئیس‌جمهور چین، شی جین‌پینگ، دستور نابودی کامل فرماندهی عالی ارتش را صادر کرده است. در ۲۴ ژانویه، وزارت دفاع اعلام کرد که عالی‌رتبه‌ترین افسر یونیفرم‌پوش چین، ژنرال ژانگ یووشیا، و رئیس ستاد کل ارتش، ژنرال لیو ژن‌لی، به‌دلیل «نقض‌های جدی انضباط حزبی و قانون» تحت تحقیق قرار گرفته‌اند—عبارتی که معمولاً در ادبیات حاکمیت چین رمزِ اتهام فساد است. حتی یک گزارش در مطبوعات غربی مدعی شده که ژانگ اسرار هسته‌ای را به ایالات متحده درز داده است. اعلامیهٔ کوتاه و خشک وزارتخانه، بزرگ‌ترین زلزلهٔ سیاسی در میان فرماندهان ارشد ارتش آزادی‌بخش خلق از زمان سرکوب میدان تیان‌آن‌من در سال ۱۹۸۹ را پنهان می‌کرد. این اقدام همچنین نقطهٔ اوجِ تازه‌ترین موج پاکسازی افسران به‌دست شی بود؛ موجی که به همهٔ گوشه‌وکنار ارتش رسیده و در چند سال گذشته تقریباً همهٔ افسران عالی‌رتبه—جز یک نفر—را دربر گرفته است.

هرچند این اقدام شوک‌آور بود، بذرهای آن در پلنوم حزب کمونیست چین در اکتبر گذشته کاشته شده بود. آن نشست حزبی، برکناری همکار ژانگ در مقام نایب‌رئیس کمیسیون مرکزی نظامی—عالی‌ترین نهاد تصمیم‌گیری نظامی چین—و نیز یکی دیگر از چهره‌های سنگین‌وزن این کمیسیون که در آن زمان ناظر سیاسی ارشد ارتش بود را رسمیت بخشید. این برکناری‌ها مُهر سکوت را شکست و هدف‌گیری راس هرم ارتش توسط شی را آشکار کرد. افزون بر این، آن نشست شمار اعضای کمیسیون مرکزی نظامی را نسبت به آخرین بازسازی در سال ۲۰۲۲ به نصف کاهش داد. پلنوم این کرسی‌ها را خالی گذاشت و از انتصاب‌هایی که معمولاً همراه چنین جابه‌جایی‌هایی است چشم پوشید. آن زمان این تصمیم معماگونه می‌نمود، اما اکنون معنا پیدا می‌کند: پیامش این بود که کار هنوز تمام نشده و ادامه خواهد داشت.

بخش بزرگی از تحلیل‌ها دربارهٔ چرخهٔ کنونی پاکسازی‌ها آن را نشانه‌ای از سست‌بودن کنترل شی بر ژنرال‌هایش یا بی‌اعتمادی او به آنان می‌دانند. برخی دیگر آن را نزاعی میان جناح‌های رقیب در پشت دیوارهای بلند ارتش تلقی می‌کنند و شی را ناظری منفعل می‌شمارند. درهم‌کوبیدنِ کل کمیسیون مرکزی نظامی شواهد اولیهٔ محکمی به‌دست می‌دهد که این چارچوب‌ها توان توضیح کافی ندارند. افزون بر آن، این روایت‌ها بزرگ‌ترین دارایی شی را نادیده می‌گیرند: مهارت در برنامه‌ریزی بلندمدتِ صبورانه که با یورش‌های برق‌آسای سیاسی تکمیل می‌شود. شی پیشگو نیست و در جریان جنگ ضد فسادش با تحولات غیرمنتظره سازگار شده است. بااین‌همه، ادعاهایی که او را از عمق فساد در ارتش بی‌خبر می‌دانند یا می‌گویند فرماندهانش او را به بازی می‌گیرند، روایت روشنِ هدایتِ پیوسته و کنترل‌شدهٔ او بر این روند را نادیده می‌گیرد. تداوم این برداشت‌ها نشان می‌دهد که بازاندیشیِ بنیادیِ نگاه بیرونی‌ها به روابط حزب–ارتش چین و سیاست‌های درونی ارتش آزادی‌بخش خلق فوراً لازم است.

وقتی این لرزش درون ارتش فروکش کند، شی باید به فکر جمع‌وجور کردنِ قطعات باقی‌مانده باشد. او می‌تواند برای نشان‌دادنِ نارضایتیِ پایدارش، وضعیت انجماد کنونی در فرماندهی عالی را تا کنگرهٔ بیست‌ویکم حزب در سال آینده حفظ کند، یا دست به بازسازی عمیق‌تری در چارچوب نهادیِ نظارت بر آنچه «ارتش حزب» می‌نامد بزند. محاسبهٔ شی ممکن است از اندیشهٔ ارسالِ پیام دربارهٔ جانشینی‌اش در کنگرهٔ بعدی حزب—در همان زمان یا اندکی پس از آن، یا حتی زودتر—تأثیر بگیرد. در واقع، شاید تنها از همین زاویه بوده که شی ژانگ را تهدیدی تلقی کرده است. هر شکلی که این بازسازی به خود بگیرد، بی‌تردید اقتدار بی‌چون‌وچرای شی را برجسته خواهد کرد، آن‌گاه که او به اندیشهٔ یک دورهٔ پنج‌سالهٔ چهارم در سال آینده می‌پردازد.

در جریان این فرایند، ممکن است خارجی‌ها وسوسه شوند نتیجه بگیرند که آشفتگی درون ارتش به معنای کنار رفتنِ گزینهٔ اقدام نظامی علیه تایوان یا در دریای جنوبی چین است. اما چنین برداشتی ویژگی محوری این پاکسازی را نادیده می‌گیرد: بی‌صبریِ فزایندهٔ شی از ناتوانی ارتش در اطاعت از دستور او برای «جنگیدن و پیروز شدن در جنگ‌ها»، و نیز پیشرفتی که چین در گسترش مجموعهٔ گزینه‌های خود برای اعمال زور نظامی به‌دست آورده است. با توجه به وسواس او نسبت به ثبات داخلی—که در نهایت ارتش ضامن آن است—شی اگر عجله نداشت، از چنین تکانِ فراگیر و مختل‌کننده‌ای صرف‌نظر می‌کرد. این به معنای تاختنِ او به سوی جنگ نیست، اما تردید در عزم او برای تحقق «احیای بزرگ ملت چین» ریسک بزرگی برای ناظران بیرونی دارد.

این پاکسازی‌ها نشانه‌ای از تعهد دوبارهٔ شی به آن جاه‌طلبی است. موفقیت او در واداشتن رئیس‌جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، به یک آتش‌بس در سال گذشته، برنامهٔ سیاسی و اقتصادی‌اش را تأیید کرد و به شی اطمینان داد که اکنون زمانِ دوچندان کردنِ سرمایه‌گذاری بر چشم‌اندازش فرا رسیده است. بااین‌حال، این بار رویکرد او تکرار دیپلماسی جسورانهٔ «گرگ‌جنگجو» و شعارهای پرطمطراق سال‌های نخست («شرق در حال اوج‌گیری است و غرب در حال افول» و نظایر آن) نخواهد بود؛ شعارهایی که واکنش ایمنیِ جهانی را برانگیخت. در عوض، تمرکز او بر پروژه‌های داخلی خواهد بود: ساختنِ اقتصادی دژگونه و اطمینان از اینکه ارتش آزادی‌بخش خلق، اگر اقدام نظامی اجتناب‌ناپذیر شد، قادر به انجام ماموریت است. این چالش‌های هولناک، در کوتاه‌مدت او را به ثبات با واشنگتن متمایل می‌کند، اما تا پایان این دهه و پس از آن، او و چین را به رقیبی حتی قدرتمندتر بدل خواهد کرد.

کنترل‌گرِ وسواسی

این استدلال که گسترش پاکسازی‌های شی جین‌پینگ نشانهٔ ضعفِ او در مهار ارتش آزادی‌بخش خلق (PLA) است، بر پیش‌فرض‌های نادرست استوار است. یکی از این پیش‌فرض‌ها آن است که شی همان قواعد روابط غیرنظامی–نظامیِ پس از مائو را دنبال می‌کند؛ قواعدی که بر اساس آن، ارتش آزادی‌بخش خلق همچون پادشاهی‌ای مُهروموم‌شده تلقی می‌شد و شی فقط از طریق چانه‌زنی‌های حساب‌شده و تأمین مستمرِ امتیازات رفاهیِ نظامیان و گسترش توان رزمی می‌توانست به آن دسترسی یابد. پیش‌فرض مرتبطِ دیگر این است که ارتش نهادی عمدتاً خودتنظیم‌گر است و افسران ارشد آهنگ را تعیین می‌کنند.

این پیش‌فرض‌ها حقِ شی را ادا نمی‌کنند. آن‌ها پویایی‌ای را توصیف می‌کنند که پیش از به‌قدرت‌رسیدنِ او وجود داشت؛ زمانی که انحصار ارتش بر اطلاعات و تخصص‌های فنی–نظامی، به آن خودمختاریِ قابل‌توجهی می‌داد. اما شی از آن زمان سخت کوشیده است ارتش را به انقیاد درآورد، و نشانه‌های روشنی وجود دارد که این تلاش‌ها ثمربخش بوده است.

او در همان آغاز، تغییرات گسترده‌ای را در ساختار فرماندهی ارتش اعلام کرد. این بازآرایی شبکه‌های نهادی‌ای را درهم شکست که تلاش‌های پیشین برای اعمال تغییرات مشابه را ناکام گذاشته بودند. سپس شی شروع به برجسته‌کردنِ نظام موسوم به «مسئولیت رئیس کمیسیون مرکزی نظامی» کرد تا سلطهٔ خود—و حزب—بر ارتش را رسمیت بخشد؛ امری که تضادی آشکار با رویه‌های پیشین داشت، زمانی که زیردستان یونیفرم‌پوش کنترل نامتناسبی بر اربابانِ به‌ظاهر غیرنظامیِ خود داشتند. در سال ۲۰۱۶، او فرماندهٔ کل ارتش شد و به‌جای صرفِ کنترل اداری، فرماندهی مستقیم عملیاتی را مطالبه کرد. یک سال بعد، در کنگرهٔ نوزدهم حزب، شمار اعضای کمیسیون مرکزی نظامی را از ۱۱ عضوِ دست‌وپاگیر به ۷ نفر کاهش داد و اقتدار خود را متمرکزتر کرد. آخرین ضربه در پلنوم اکتبر گذشته وارد آمد؛ جایی که او با نادیده‌گرفتنِ هم فرماندهان و هم کمیسرهای سیاسی، عالی‌ترین مقام انضباطی ارتش را به‌عنوان نایب‌رئیس کمیسیون مرکزی نظامی منصوب کرد و افسانهٔ «خودنظارتیِ ارتش» را درهم کوبید. تعجبی نداشت اگر ژانگ این را عبور از خط قرمز می‌دانست، اما او اکنون آخرین ژنرالِ باقی‌مانده است—و این خود نمکی است بر زخم.

مهارِ شی بر ارتش بی‌نقص نیست. او هنوز گاه از برخی فعالیت‌های ارتش غافلگیر می‌شود؛ مانند زمانی که در سال ۲۰۲۳ یک بالن جاسوسی وارد حریم هوایی ایالات متحده شد. اتهاماتِ بیشترِ روسای برکنارشدهٔ اخیرِ کمیسیون مرکزی نظامی نیز شامل بی‌اعتنایی به نظام مسئولیت رئیس کمیسیون بود. با این همه، تصویرکردنِ شی به‌مثابهٔ ناظری منفعل، واقعیت‌های آشکار را نادیده می‌گیرد: او ارتش را در چارچوبی به‌مراتب تنگ‌تر قرار داده است.

کمبودِ قدرت

این تصور که رده های ارشدِ نظامی در حالی‌که شی تماشاگر است یکدیگر را پاکسازی می‌کنند نیز باورپذیر نیست. نخست آن‌که فرض می‌گیرد پاکسازی‌های چند سال اخیر یک رشتهٔ واحد را تشکیل می‌دهند و برکناری‌های سال ۲۰۲۳ در نیروی موشکی ارتش آغازِ حمله‌ای به ژانگ بوده است. طبق این نظریه، حمله از سوی گروهی رقیب انجام شده که در یگانی کلیدی از ارتش در مقابلِ تایوان خدمت می‌کرده‌اند. اما در واقع، این موجِ پاکسازی‌ها به دلایل متنوعی رخ داده که نه از یک رقابتِ خاص سرچشمه می‌گیرد و نه یک علتِ واحد دارد. برکناری‌های نیروی موشکی به فسادِ متعارفِ مرتبط با گسترش سریعِ اخیرِ نیروهای هسته‌ای مربوط بود؛ همان‌گونه که پاکسازیِ بعدیِ دو وزیر دفاعِ پیشین—که پیش‌تر فرماندهی نیروی موشکی را بر عهده داشتند و بر تدارکات ارتش نظارت می‌کردند—به همین موضوع پیوند داشت. رهبرانِ ادعاییِ یگانِ مرتبط با تایوان نیز با فاصلهٔ چند ماه از هم برکنار شدند—نشانه‌ای از مستقل‌بودن پرونده‌هایشان—برخلاف پاکسازیِ هم‌زمانِ ژانگ و لیو.

افزون بر این، برکناریِ ژانگ بهترین پاسخ به این ادعاست که «نزاعِ درونیِ ارتش» توضیح‌دهندهٔ پاکسازی‌هاست. این نظریه ژانگ را غولی در ارتش تصویر می‌کند که ترکیبِ تجربهٔ رزمی و خلق‌وخوی خشنش او را به مهره‌ای تبدیل کرده بود که شی نمی‌توانست به او دست بزند؛ حتی در تابستان گذشته در محافل دیاسپورای چینی شایعاتی بود مبنی بر اینکه ژانگ خواهانِ برکناریِ شی است یا شاید حتی جای او را بگیرد. اما کارنامهٔ ژانگ و مدیریتِ زیرکانهٔ شی در قبال او این ادعا را نقض می‌کند.

ژانگ یک «Princeling شاهزاده-آقازاده» است—اصطلاحی برای فرزندانِ انقلابیون ارشد حزب کمونیست چین—و در دوره‌ای ارتقا یافت که پیشرفتِ شغلیِ پرینسلینگ‌ها عمداً کند می‌شد؛ چرا که سنگین‌وزن‌های انقلابیِ حاکم نگران بودند که پرتابِ سریعِ فرزندان‌شان به مناصب عالی، در بحبوحهٔ تنش‌های اجتماعیِ فزایندهٔ ناشی از اصلاحات سختِ پسامائو، فریادِ خویشاوندسالاری را برانگیزد. شی، که خود نیز پرینسلینگ است، در مسیر حرفه‌ای‌اش با موانع مشابهی روبه‌رو بود. همین نگرانیِ بزرگان باعث شد ژانگ تازه در اواخر دههٔ پنجاه زندگی‌اش به درجهٔ ژنرالی برسد—دیر برای یک صعودکنندهٔ سریعِ معمول در ارتش—و حتی آن سمت هم در کم‌اعتبارترین فرماندهیِ منطقه‌ایِ وقتِ ارتش بود. از این‌رو، شی در سال ۲۰۱۲ با اعطای کرسیِ کمیسیون مرکزی نظامی، حرفهٔ ژانگ را احیا کرد و در سال ۲۰۲۳ نیز با چارچوب‌بندیِ تحقیقِ تدارکات به‌گونه‌ای که دورهٔ مسئولیتِ ژانگ در تدارکات را شامل نشود، بار دیگر از او محافظت کرد. با این حال، شی بعدها با پاکسازیِ یکی از زیردستانِ پیشینِ ژانگ تیرِ هشداری شلیک کرد و نشان داد که دستِ بالا در این رابطه با اوست.

خلاصه آن‌که، ارتش آزادی‌بخش خلقِ امروز آن بنگاهِ رها و بی‌مهاری نیست که زمانی بود. سربازانِ کهنه‌کارِ دورهٔ انقلابی رفته‌اند و شی، به شیوهٔ منظم و صبورانهٔ خود، نشان داده که در مدیریتِ فرزندانِ آنان مهارت دارد.

گام‌به‌گام

برای فهم بهترِ پاکسازی نظامیِ شی، چارچوب مناسب‌تر این است که آن را فرایندی مرحله‌به‌مرحله بدانیم که در طول سه دورهٔ زمامداری او پیش رفته است. وقتی شی این تلاش را آغاز کرد، هنوز در حال تثبیت قدرت بود؛ بنابراین تمرکزش بر قطعِ سرِ شبکه‌های افسرانی قرار گرفت که می‌توانستند به رقبای بالقوهٔ او بدل شوند. وقتی هم وسعتِ فساد را دریافت، حتی برای میزانِ پاسخ‌گویی و پیگیریِ پرونده‌ها خط‌قرمزی تعیین کرد تا مبادا ارتش از نظر عملیاتی فلج شود و ثباتِ رژیم به خطر بیفتد؛ او بیم آن داشت که همان بخش‌هایی از ارتش را بشکند—نیروهای موشکی، طراحی و تدارکاتِ تسلیحاتی، و ستاد کل—که اگر اقدام نظامی اجتناب‌ناپذیر می‌شد، به آن‌ها نیاز داشت.

در دورهٔ دوم، شی از پاکسازی افسران ارشد خودداری کرد، هرچند مشکل فساد آشکارا ادامه داشت—واقعیتی که گاهی به‌عنوان شاهدِ بی‌اطلاعی او از آنچه درون ارتش می‌گذرد مطرح می‌شود. اما در حقیقت، تمرکز او جای دیگری بود. نهادهای امنیتی و اطلاعاتیِ غیرنظامی نیز باتلاقِ فسادِ خود را داشتند؛ و همین امر به سرکوبی چند ساله انجامید که آن نهادها را هدف گرفت و ده‌ها مقام عالی‌رتبهٔ امنیتی را گرفتار کرد. شی می‌دانست نمی‌تواند هم‌زمان به ارتش و دستگاه‌های امنیتی حمله کند، پس رویکردی پلکانی و نوبتی اتخاذ کرد.

وقتی با آغاز دورهٔ سوم توانست دوباره روی ارتش تمرکز کند، مردابِ فساد در نیروی موشکی نشان داد که دیگر با رویکردی نرم و حداقلی کار پیش نمی‌رود. هنگامی که این تحقیق در اواخر ۲۰۲۳ به‌سانِ توده‌ای سرطانی در سراسر صنعت دفاعی گسترش یافت، روشن شد که نظامِ تدارکات و خرید نیز باید پاکسازی شود. برکناریِ جداگانهٔ دو مقامِ کمیسیون مرکزی نظامی در پلنوم اکتبر گذشته از آخرین «روبیکون» عبور کرد؛ و این، همراه با آنچه ظاهراً اختلافاتی میان شی و ژانگ بر سر مسائل انتصابی و نیروی انسانی بوده است، شی را به سوی پاکسازیِ تمام‌عیار راند—به‌گونه‌ای که ژانگ و لیو را نیز کنار گذاشت.

تنبیه در امتداد نسل‌ها

پاکسازی‌های فراگیر در فرماندهی‌ها و نیروهای زیرِ کمیسیون مرکزی نظامی نشان می‌دهد که شی از نظرِ «نسلی» بسیار عمیق برش می‌زند تا افسرانی را پیدا کند که شاید از طرح‌های «پول در برابر ارتقا» که در دهه‌های پیش از به‌قدرت‌رسیدن او—و شاید حتی پس از آن—رواج داشت، دور مانده باشند. ژنرال‌های رده‌پایین با شتاب به سمت‌هایی ارتقا می‌یابند که پیش‌تر معمولاً مستلزم تجربهٔ بسیار بیشتری بود.

کمیسیون مرکزی نظامی از نظر فنی نمی‌تواند فقط با دو عضو تشکیل جلسه دهد، و احتمالاً گزارش‌دهندگان اطلاعاتیِ شی به او می‌گویند که مقام‌های آمریکایی ممکن است این آشفتگی در ارتش را به معنای ناتوانی در عملیات علیه تایوان تلقی کنند. این واقعیت‌ها نشان می‌دهد که شی احتمالاً با سرعت به بازچینی و پُرکردنِ کرسی‌های کمیسیون اقدام خواهد کرد. با این حال، او لجوج هم هست و برای رساندن پیامِ خشم از نهادهای خطاکار، سابقه دارد که کرسی‌های خالی را مدت‌های طولانی بی‌صاحب بگذارد، یا از اعطای برخی عناوین و تشریفاتِ سنتی که معمولاً به‌طور خودکار به چنین مناصبی تعلق می‌گیرد، به منصوبان جدید دریغ کند. بنابراین ممکن است شی فرماندهی عالی را عمداً کم‌نفر نگه دارد و تا کنگرهٔ بیست‌ویکم حزب در اواخر ۲۰۲۷ به همان وضعِ نیم‌بند و بی‌رمق ادامه دهد.

اگر نتواند صبر کند، شی باید یک پلنومِ دیگر تشکیل دهد تا تغییرات لازم را در کمیسیون مرکزی نظامی و دیگر نهادهای ارشد حزب کمونیست چین اعمال کند. خوش‌شانسیِ او این است که می‌تواند بدون شکستنِ پروتکل‌های معمول چنین کاری کند. کمیتهٔ مرکزی در یک چرخهٔ معمولِ پنج‌ساله معمولاً هفت پلنوم برگزار می‌کند. شی به دلایلی نامعلوم، نشستِ سومِ این دوره را تا ژوئیهٔ ۲۰۲۴ به تأخیر انداخت؛ و همین باعث شد پلنوم چهارم در زمانی برگزار شود که کمیته معمولاً پلنوم پنجم را تشکیل می‌دهد. پس شی می‌تواند اکنون از آن پلنومِ «اضافی» استفاده کند، با اعلام یک ترکیب جدید برای کمیسیون مرکزی نظامی اعتماد را بازسازی کند و علامت بدهد که بدترینِ ماجرا گذشته است.

او همچنین می‌تواند بلندپروازانه‌تر عمل کند و از این فرصت برای ایجاد نظام‌های جدیدِ نظارت بر ارتش بهره بگیرد. بالاخره، روشن است که او بدنهٔ افسران را ناتوان از ادارهٔ امور خود می‌بیند. چنین تغییراتی می‌تواند شامل افزودنِ غیرنظامیانِ بیشتر به کمیسیون مرکزی نظامی باشد—کاری که از زمان به قدرت رسیدن شی انجام نشده است؛ یا دادنِ اختیار به نهاد غیرنظامیِ مبارزه با فساد برای تحقیق دربارهٔ ارتش (یا همکاری آن با همتای نظامی‌اش در این تحقیقات)؛ یا ایجاد نهادهای جدیدِ حزبی برای رسیدگی به این مسئله—رویکردی که شی برای حلِ برخی مشکلات پیچیدهٔ سیاست‌گذاریِ دیگر نیز به کار گرفته است.

پرچمِ احتیاط

سیاست‌گذاران آمریکایی ممکن است پاکسازی‌ها را نشانه‌ای بدانند که حملهٔ چین به تایوان یا اقدام نظامی در دریای جنوبی چین را به تعویق می‌اندازد. دونالد ترامپ همچنین ممکن است به این نتیجه برسد که چالش‌های داخلیِ شی جین‌پینگ به ایالات متحده در نشست‌های ترامپ–شی که برای اواخر امسال برنامه‌ریزی شده—و نخستینِ آن در ماه آوریل—اهرم فشار می‌دهد. اما این برداشت اشتباه خواهد بود. هنگامی که تازه‌ترین جنگ تجاری آمریکا و چین از آوریل تا اکتبر ۲۰۲۵ تشدید شد، شی بارها تصمیم گرفت در برابر ترامپ عقب ننشیند—حتی وقتی نتیجه نامعلوم بود و موقعیتِ شی شکننده به نظر می‌رسید. آشفتگی در ارتش آزادی‌بخش خلق ممکن است کمی از درخششِ اعتمادبه‌نفس چین پس از تعاملِ اکتبریِ او با ترامپ در کرهٔ جنوبی کاسته باشد، اما شی همچنان می‌داند که ابزارهای قدرتمندی در اختیار دارد—از جمله عناصر خاکیِ کمیاب—که اگر ترامپ بیش از حد فشار بیاورد می‌تواند به کار گیرد.

البته، آشوب در فرماندهی عالی اثرات عملیاتیِ فوری و لحظه‌ای خواهد داشت. اما این، گزینه‌های شی را کمتر از آنچه برخی ناظران بیرونی تصور می‌کنند محدود می‌کند: ارتش آزادی‌بخش خلق اکنون چند گزینهٔ نظامی دارد که در بحران، می‌توان آن‌ها را «آماده و در دسترس» تلقی کرد. همان‌طور که بانی لین، جان کالور و برایان هارت در فارن افرز در ماه مه گذشته نوشتند، ارتش آزادی‌بخش خلق دست‌کم از سال ۲۰۰۸ آمادگی خود را برای شلیک موشک‌ها در اطراف تایوان—و شاید حتی گلوله‌بارانِ خودِ جزیره—به‌منظور بازدارندگی از آنچه «فعالیت‌های استقلال‌طلبانهٔ تایوان» می‌دانست، علامت داده بود. پس از آن، این نیرو از «تحریکات» آمریکا و اقدامات رئیس‌جمهور فعلی تایوان به‌عنوان بهانه‌هایی بهره برده تا این توانمندی‌ها را تمرین کند و بیشتر صیقل دهد؛ تا جایی که این قابلیت‌ها عملاً به حالت خودکار نزدیک شده‌اند. گسترش عظیم نیروهای ارتش آزادی‌بخش خلق در آن‌سوی تنگه، روبه‌روی تایوان، همچنین به این معناست که برخلاف سال ۲۰۰۸، پیش از اقدام ارتش علیه جزیره، نشانه‌های هشداردهندهٔ اندکی برای نیروهای آمریکا وجود خواهد داشت که بتوانند آن‌ها را رصد و دریافت کنند.

سیاست‌گذاران آمریکا و برنامه‌ریزان نیرو باید پاکسازیِ سرتاسری و از بالا تا پایینِ شی در بدنهٔ افسران را نشانهٔ بی‌صبری او از ناتوانی ارتش در برآورده کردنِ الزامات عملیاتی‌اش بدانند—و این بی‌صبری را با ترس یا بی‌اعتمادی به ارتش اشتباه نگیرند. ظاهراً او آن‌قدر از گرایش فرماندهانش به گذاشتن پول در جیب خود به‌جای ساختن ظرفیت واقعیِ جنگیدن خسته و خشمگین است که حاضر است برای واداشتن آن‌ها به انجام وظیفه‌شان، خطرِ آسیب‌پذیریِ بیشتر—در داخل و خارج—را بپذیرد. این به آن معنا نیست که شی با شتاب به سوی جنگ می‌رود؛ اما او دوست دارد از «سالگردهای صدساله» برای واداشتنِ نظام چین به پیشرفت استفاده کند، و ارتش آزادی‌بخش خلق سال آینده صدمین سالگرد خود را جشن خواهد گرفت. او می‌خواهد وقتی آن سالگرد فرا می‌رسد، ارتش آمادهٔ «جنگیدن و پیروز شدن در جنگ‌ها» باشد.

پس از چند سالِ بازی نسبتاً محتاطانه، شی دوباره حرکت را از سر گرفته است.

برای دیدن اصل مطلب به اینجا مراجعه کنید:

https://reader.foreignaffairs.com/2026/01/30/the-unsettling-implications-of-xis-military-purge/content.html

دربارهٔ نویسنده: کریستوفر کِی. جانسون رئیس و مدیرعامل China Strategies Group، پژوهشگر ارشد در مرکز تحلیل چینِ Asia Society، و تحلیلگر ارشد پیشین چین در CIA است.