نامه به شورای هماهنگی اتحاد جمهوری خواهان

دوستان گرامی اعضای شورای هماهنگی سلام،

ابتدا تشکر می‌کنم از اعضای هیات رئیسه و هیات سیاسی-اجرایی که داوطلبانه علیرغم تمام مشکلات روزمره زندگی فداکارانه ساعتها از وقت خود را هرروز و هرهفته به رتق و فتق امور پرداخته و با هدف پیشرفت کار و با امید پیشبرد اهداف اجا بیشتر از همه ما در این مدت بردبارانه تلاش کرده‌اند. 

با توجه به اینکه جلسه حضوری شورای هماهنگی زمان مناسبی را بوجود آورده است که به بحث و بررسی پیرامون مشکلات و موانع پیش‌رو و تجربه چند سال گذشته بپردازیم، فرصت را غنیمت شمرده و نقطه نظرات خود را برایتان ارسال می‌دارم. با توجه به اینکه حلسه حضوری و دوروزه می‌باشد و از آن جهت که خود متاسفانه امکان حضور در جلسه را نداشته و مطمئن نیستم که امکان شرکت پالتاکی تا چه اندازه مقدور باشد، از هیات سیاسی-اجرایی تقاضا دارم که این مطلب را در وقت مناسب قرائت نموده و یا در اختیار دوستان قرار دهند.

در این مطلب بر خلاف عادت همیشگی که دوستان ما سعی می‌نمایند بیشتر بر جنبه‌های مثبت و نیمه‌پر لیوان تاکید نمایند، و از انجا که در گزارش دوستان هیات سیاسی-اجرایی نیمه پر و جنبه‌های مثبت کار حتما گزارش خواهد شد، از نگاه انتقادی تجربه اخیر بویژه فعالیت هیات سیاسی-اجرایی را پس از همایش دوم بررسی نموده‌ام. آنچه که به نظرم در این دوره قابل اهمیت بوده است این است که در این یک ساله اخیر یعنی پس از همایش دوم شاهد بوده‌ام که بخش قابل توجهی از فعال‌ترین و موثرترین چهره‌های سیاسی و دانشگاهی و آکادمیک که در ابتدای شکل‌گیری اتحاد جمهوری‌خواهان ایران (اجا) مشتاقانه و فعالانه به طرف اجا آمده بودند، دیگر در کنار ما نیستند و می‌توان گفت که دامنه فعالیت و حضور ما در حقیقت بسیار محدود گشته است.

-حوزه فعالیت اجا این روزها عمدتا محدود به جلسات هفتگی و بحث‌های تکراری در جلسات هیات سیاسی اجرایی است، بدنه اجا حتی شورای هماهنگی که عالیترین ارکان اجا بین همایش‌ها می‌باشد عملا در این مباحث شرکت ندارد و ما فاقد ابزارها و مکانیسم‌های مشارکت دهنده اعضای شورای هماهنگی در مباحثات سیاسی هستیم. هیات سیاسی اجرایی در حقیقت خود را به جای مجموعه اجا مابین دو همایش قرار داده و هیچ تلاشی در جهت بکارگیری سایر نیروها نکرده است. در همین جا سعی می‌کنم که نقد خود را در حوزه‌های گوناگون کار اجا توضیح دهم.

در حوزه سیاسی

اگر در گذشته ما دارای هیات سیاسی جداگانه بودیم، اینبار با ادغام دو هیات اجرایی و سیاسی، عملا حوزه هیات سیاسی به یک گروه سه نفره تحت عنوان گروه موضع‌گیری سیاسی محدود شد که در بهترین حالت حاصل کار این گروه چیزی بیشتر از چند اطلاعیه سیاسی نبوده است. این امر با توجه به دوسال اولیه، گروه 12 نفره موضعگیری از قبل از همایش اول و هیات سیاسی پس از همایش اولیه در حقیقت یک پسرفت جدی بود. از این جهت که دایره مشارکت سیاسی فعالین و اعضای شورای هماهنگی را روز به روز محدودتر کرده و نتیجتا به کم بار شدن هر چه بیشتر مباحث سیاسی منجر گردید. در این مورد در مطلب جداگانه دیگری مفصلا نظر خود را ارائه خواهم کرد.

در حوزه سازماندهی

عملا پس از همایش دوم، ما هیچ کمیسیون و یا گروهی تحت عنوان تشکیلات و سازماندهی نداشتیم. این امر بوضوح نشانگر بی‌توجهی ما به امر سازماندهی نیروهای اجا می‌باشد. برخلاف دوره اول پیش و پس از همایش اول تا همایش دوم که دو گروه عمده متوجه کار سازماندهی و تشکیلات بود، یک گروه کار تشکیلات که توجه خود را به اشکال سازماندهی و دستیابی به یک اساسنامه تشکیلاتی معطوف داشت و دیگری گروه کار واحدهای محلی که جلسات آن از استقبال وسیع برخوردار بود، بی توجهی  هیات سیاسی-اجرایی به گروه کار تشکیلات و واحدهای محلی موجب آن شد که عملا اعضای اجا در واحدهای محلی رابطه خود را با مرکزیت و رهبری اجا از دست داده و هم اینک در کمترین کشوری جلسات اجا تشکیل می‌گردد.

این در حالی است که جلسات واحدهای محلی در دوره‌های گذشته حداقل با حضور بیش از 15 واحد محلی حداقل ماهی یک بار تشکیل می‌گردید.

در حوزه فعالیت‌های زنان

بی‌توجهی و ایرادات و کارشکنی برخی از دوستان ما باعث شد که کمیسیون زنان اتحاد جمهوری‌خواهان که یکی از پرکارترین و موفق‌ترین بخش‌های اجا بود و در دوره‌های اول کار با استقبال کم‌نظیری از طرف زنان و برخی از مردان علاقمند به مسائل جنبش زنان مواجه شده بود، عملا پس از همایش دوم با دلسردی فعالین آن و کناره‌گیری ضمنی آنها از کار افتاد. امروز هیچ فعالیت رسمی به نام کمیسیون زنان صورت نمی‌گیرد و عملا زنان فعال و سرشناس جنبش زنان در خارج از کشور که در ابتدا با شرکت در همایش اولیه اجا امیدوارانه به اجا چشم دوخته بودند از فعالیت با اجا دلسرد شده و کناره گرفته‌اند. نقش کنونی زنان در اجا در ارگان‌های رهبری بیشتر سمبلیک است و به همین دلیل هم هیات سیاسی-اجرایی نسبت به مسائل زنان که بخش قابل توجهی از مسائل کشور ما را در مرحله کنونی شامل می‌شود، بی‌توجه است.

در حوزه مسائل بین‌المللی

در چارچوب مسائل بین‌المللی هیچ برنامه و هیچ اقدام عملی از طرف هیات سیاسی-اجرایی انجام نگرفته است. حتی جلسات بین‌المللی که در گذشته پیش از همایش دوم حداقل ماهیانه و هر از چندگاهی تشکیل می‌شد دیگر تشکیل نگردید و عملا ما واحدی به نام واحد، کمیسیون یا کمیته کاری بین‌المللی نداریم.

این در حالیست که اجا به عنوان یک نیروی خارج از کشوری می‌بایست تمام توجه خود را معطوف به معرفی و همراهی و همگامی جنبش جهانی صلح، دمکراسی‌خواهی و حقوق‌بشری با جنبش ایران مبذول دارد. اکبر گنجی به تنهایی در مدت سه ماه گذشته که در خارج از کشور بسر برده است حداقل موفق به دیدار بیش از 10 شخصیت شناخته شده بین‌المللی گردید که در این دیدارها نقطه نظرات و نگرانی‌های خود را در رابطه با ایران و مسائل منطقه با آنها در میان گذاشت و به معرفی جنبش صلح و دمکراسی خواهی ایرانیان به آنها در حد توان خود موفق بود.

حوزه سازماندهی مباحث نظری

با وجود اینکه در گزارش هیات سیاسی-اجرایی مسئول سازماندهی مباحث نظری و سیاسی تعیین شده‌ است، ولی عملا هیچ طرح و برنامه مشخصی در این زمینه از طرف هیات سیاسی-اجرایی ارائه نشده است.

اجا با هویت خود در ساختن و پرداختن هیچ گفتمان نظری و سیاسی در یکی دوساله گذشته نقش جدی ایفا نکرده است. ما هنوز حتی پس از گذشت یک سال و چهارماه از انتخابات ریاست جمهوری دوره نهم و پایان دوره اصلاحات در ایران موفق نشده‌ایم که به ارائه یک تحلیل جدی در این زمینه بپردازیم. آنچه در این زمینه صورت گرفته است از جمله کارهای فردی برخی دوستان بوده و هیات سیاسی-اجرایی و یا مسئول مباحث نظری و سیاسی عملا هیچ نقشی در آن نداشته اند.

هیات سیاسی-اجرایی از آنجا که در این دوره عملا پروژه اساسی دیگری در دستور کار نداشت، می‌توانست با سازماندهی برخی از مباحث نظری و سیاسی مجموعه موجود کنونی صاحب نظران سیاسی در اجا را به طرف پردازش گفتمان‌های نظری جدید و طرح مسائل اساسی جامعه ایران و موانع و مشکلات تحول دمکراتیک در کشور هدایت نماید. از آنجا که اجا اساسا سازمانی برون مرزی است و در سازماندهی جنبش درونی نقشی ندارد و فارغ از مسائل و مشکلات روزمره جنبش در درون کشور است، می‌باید تمام توجه خود را به نقطه قوت خود که همانا سازماندهی و طرح مباحث نظری است معطوف نماید. که متاسفانه در این عرصه نیز برخی از دوستان ما چه در داخل و چه در خارج یک تنه از مجموعه اجا پیشروتر بوده‌اند. اجا در حقیقت در این زمینه یعنی سازماندهی مباحث نظری و گفتمان سازی از رقبای مشابه خود در داخل کشور، ملی-مذهبی‌ها اصلاح طلبان با هویت دینی و حتی سکولارهای داخل با پیشینه چپ بسیار عقب‌تر بوده و در مقام مقایسه حتی قرار نمی‌گیرد.

این در حالیست که برخی از دوستان ما با هویت فردی خود در تمامی محافل مذکور از احترام و اعتبار برخوردار بوده  و نقطه نظرات آنها در مطبوعات داخلی با استقبال مواجه می‌گردد.

در رابطه با احزاب و سایر گروهها

مشکل ما در رابطه با احزاب و گروهها ناشی از چند علت زیر است.

  1. پس از یک دوره نسبتا طولانی رکود و ناامیدی، شکل گیری اجا به عنوان یک جریان نوین سیاسی و در پی آن استقبال کم نظیر فعالین سیاسی، روشنفکران و دانشگاهیان ایرانی خارج از کشور و همایش وسیع برلین موجب آن گردید که غرور کاذبی بخشی از فعالین اجا را در بر گرفت. به این معنی که اجا خود را مرکز ثقل جریان جمهوری‌خواه سکولار ایرانی در داخل و خارج کشور تصور کرد. این امر و هم‌زمانی آن با افت جنبش اصلاح‌طلبی در ایران این تصور نادرست را در بخشی از دوستان ما بوجود آورد که خود را تنها آلترناتیو نظام اسلامی دانسته و بنا را بر آن گذاشتند که از انجا که این گوهر دمکراسی و سکولاریسم در آسمان سیاست و جامعه ایران هویدا گردیده است بر دیگر احزاب و سازمان‌های سیاسی است که با کشف این کیمیا به جستجوی آن رفته و به هر طریق ممکن با آن بیعت نمایند.

این احساس تا آنجا بود که بعضی از دوستان ما بخصوص آنها که ره چند ده ساله را به گمان می‌خواستند یک شبه طی نمایند و از قضا مدل عراقیزه و افغانی آنهم در کوتاه زمانی پدیدار شده بود به کمتر از رهبری کل جنبش و پذیرش مقام‌های درجه اول حکومتی رضایت نمی‌دادند. این کوته‌بینی و خودباختگی و غرور کاذب باعث شد که اجا به گونه‌ای متکبرانه به سایر جریانات سیاسی و نیروهای مشابه و همگون خود که از قضا برخی از آنها چه در داخل و چه در خارج از کشور از پایه‌های وسیعی در میان اقشار روشنفکری و فعالین سیاسی برخوردار بودند، برخورد نماید. ما که چنانکه در بیانیه گفته بودیم “با دیدگاه‌های اجتماعی و سابقه‌های سیاسی گوناگون که به ارزش‌هایی چون گفتگو، شکیبایی، تحمل مخالف، حکومت قانونی و آشتی ملی به معنای همزیستی همه گرایشهای سیاسی در شرایط دمکراتیک پایبند باشیم” و “این متن را برای اتحادی گسترده‌تر میان جمهوری خواهان ایران منتشر می‌سازیم که از راه گفتگو و بحث و تبادل نظر آشکار در درون و برون کشور ترمیم و تکمیل گردد و امکان تدقیق راهبرد مشترک سیاسی و هماهنگی در اقدامات عملی را فراهم آورد” نه تنها دیگر بخش‌های جمهوری خواهی را در افقهای چپ و راست خود بیگانه یافتیم و گفتگو به معنای دیالوگ یعنی گفتگوی دو طرفه و نه تنها گفتگو با درک موعظه وار را دنبال نکردیم که حتی نقدهای دوستانه و خیرخواهانه دوستان خود را برتافتیم.

  1. مشکل دیگر ما در نوع رابطه ما با احزاب و سایر سازمان‌های سیاسی از آنجا ناشی می‌شود که ما خود دقیقا نمی‌دانستیم که اجا چگونه سازمانی است، ایا ما یک حزب سیاسی هستیم؟

آیا ما یک جبهه ائتلافی از احزاب و فعالین منفرد سیاسی هستیم؟

آیا ما یک اتحاد از افراد منفرد هستیم و اگر چنین است ما قرار است نهایتا کدام خلاء سیاسی را پر نماییم و بالاخره به کجا خواهیم رفت؟

از ابتدای شکل گیری اجا و حتی پیش از انتشار بیرونی و علنی بیانه ما تا آنجا که در جلسات اولیه ما بحث بود و من شاهد مباحث آن دوران بودم، دو گرایش در میان جمع 20 نفره اولیه ما مطرح بود. یکی بدنبال شکل گیری یک حزب جدید  و مدرن به مفهوم امروزی آن در افق آینده سیاسی کشور می گردید و بعضی از دوستان ما از همان دوران تصمیم داشتند که با اعلام موجودیت اجا سازمانهای موجود خود را منحل نموده و در حقیقت در یک حزب جدید با پلاتفرم دمکراسی و جمهوری خواهی فعالیت دوره جدید خود را آغاز کنند. در این مجموعه بعضی تصور می کردندکه این تشکل جدید در حقیقت در درون خود زمینه های پیدایش دو حزب جدید سیاسی با برنامه های سوسیال دمکراتیک و لیبرال دمکراتیک را دارد و اساسا اجا پس از یک دوره فعالیت اولیه با ایجاد فراکسیون های درونی سوسیال دمکراسی و لیبرال دمکراسی به دو حزب فراگیر جدید با پلاتفرم های مذکور فراخواهد رویید. این تفکر در حقیقت در اجا بدنبال یک حزب سیاسی بود و برای اجا عملکرد حزب قائل بود.

از طرف دیگر دوستانی بودند که با توجه به تعلقات تاریخی و عاطفی و شاید چشم انداز سیاسی بهتر برای سازمانهای خود به اجا نه به عنوان یک حزب و یا نطفه یک حزب جدید که به مثابه یک بستر مناسب برای پیشبرد سیاست های سازمانی خود و در بهترین حالت یک ائتلاف موقتی و محدود زمانی می نگریستند. شرکت این دسته از دوستان در اجا که بخشی از آنها مسئولین و فعالین سایر سازمانها و احزاب سیاسی موجود بودند ولی از جهتی نه به عنوان نماینده احزاب که به سمت فردی در اجا حضور پیدا کردند، باعث شد که اجا در حقیقت به یک موجود چندهویتی یا در بیانی بهتر بی هویت در سپهر سیاست ایران تبدیل گردید.

این مشکل در حقیقت باعث گردید که ما نتوانیم با دیگر سازمانهای سیاسی و احزاب و جبهه‌های ائتلافی وارد مذاکره گردیم چرا که نه تنها اجا خود هویتش مشخص نبود که چیست اگر هم وارد مذاکره می شدیم مشکل اساسی ساختاری پیدا می کردیم که نوع همکاری ما و ساختار مناسب همکاری با دیگر احزاب و سازمانها را نداشتیم. مثلا سایر احزاب به چه شیوه ای با ما همکاری نمایند، ایا از افراد و اعضای خود بخواهند که به گونه فردی در اجا شرکت نمایند و عملا انحلال سازمانی خود را موجب گردند یا اینکه به گونه سازمانی وارد اجا گردند. در این صورت رهبری سازمانی آنها در اجا و در کادر رهبری اجا چگونه ادغام گردد و اساسا ائتلاف بر چه مبنایی استوار است.

آیا این به معنای پذیرش بیانیه اولیه ماست یا به زبانی ساده تر بیعت آنها با ماست و اگر غیر از این است کدام هیات های رهبری قرار است با هم وارد مذاکره برای رسیدن به یک پلاتفرم و برنامه قابل تفاهم برای هر دوطرف گردند. هیات رهبری اجا خود بخشی از هیات رهبری سازمانهای مذکور را در درون خود داشت.

در حقیقت بحث رابطه ما با دیگر احزاب و چگونگی همکاری با آنها را اگر یک بحث جدی قلمداد کنیم و از حوزه تعارفات و شعارها بگذریم و واقعا بدنبال یک ائتلاف عمومی باشیم، ابتدا باید سرنوشت سازمانی اجا را مشخص نمود. نمی توان از یک نفر انتظار داشت که با گذاشتن دو کلاه متفاوت بر سر، با خودش وارد مذاکره شود و از درون آن مذاکره به هویت دیگری دست یابد.

برای طرح مشخص این بحث و برای توضیح بیشتر بحث را مشخص می کنم. مثلا اگر قرار است اجا با حزب جمهوری خواهان ملی یا سازمان اکثریت یا حزب دمکراتیک مردم ایران وارد مذاکره گردد، نتیجه آن خواهد شد که اقای شریعتمداری و براتی و حکمت از طرف اجا بهمراه برخی دیگر با رهبران حزب جمهوری خواهان ملی که از قضا آقای شریعتمداری دبیرکل آنهاست و آقایان براتی و حکمت از دیگر اعضای رهبری آنهایند باید به مذاکره نشینند.

همین امر در مورد اکثریت و یا حزب دمکراتیک نیز صادق است. مثلا در مورد اکثریت آقایان فتاپور، خلیق، نگهدار باید با رهبران اکثریت که باز خودشان به اتفاق تعدادی دیگر هستند، به مذاکره بنشینند. 

ما ابتدا باید خودمان را تعریف کنیم که دیگران حداقل بفهمند که اگر قرار است با ما مذاکره کنند این “ما” که هستیم، هویت مستقل ما و امکانات مستقل ما و کادرهای مستقل ما کجا هستند و نتیجه این همکاری به انباشت چه نیروی جدیدی و چه سرمایه و یا پلاتفرم جدیدی خواهد انجامید.

ما که مدعی سیاست ورزی مدرن و ساختارگرایی مدرن هستیم نباید به شیوه های هیاتی و قبیله ای متوسل گردیم و انتظار بیعت عمومی با خود را داشته باشیم.

روابط عمومی و سایت

در فاصله پس از همایش دوم تا کنون هیچ اقدام معینی در جهت بهتر شدن روابط عمومی ما چه با اعضا و امضا کنندگان بیانیه و دوستداران اجا و چه با نیروهای دیگر انجام نگرفته است. ارسال اطلاعیه ها و مقالات به چندین سایت که در گزارش هیات سیاسی-اجرایی به آن اشاره شده در حقیقت کار فوق العاده ای نبوده است. ارسال یک اطلاعیه یا مقاله به صورت یک ای-میل و احیانا کپی کردن آن به یک لیست چند صد نفره کاری است که امروز هر کسی به آن مبادرت می نماید. همه شما دوستان این روزها ای-میل هایی دریافت می کنید که همزمان به شما به چند صد نفر دیگر نیز کپی شده است.

اجا و هیات سیاسی-اجرایی آن نمی تواند حوزه روابط عمومی خود را در این چارچوب محدود نموده و به آن راضی باشد بخصوص که این گونه تماس های یک طرف هیچ قابلیت اندازه گیری ندارد. 

روابط عمومی اجا باید ارائه کننده و معرف تولیدات سیاسی اجا به دنیای بیرون باشد.  در حقیقت روابط عمومی ما مشابه همان بخش بازاریابی و فروش کالا در شرکتهای اقتصادی است. برفرض که بهترین کالاها را تولید کنید، اگر به بازار عرضه نگردد، و یا درست عرضه نگردد و به نیاز معینی پاسخ ندهد، در انبارهای شرکت باقی خواهد ماند و پس از مدتی به زباله دانی خواهد رفت. روابط عمومی ما باید با برنامه مشخص، همان بخشی را هدف گیری کند و به گونه ای محصولات ما را بسته بندی نماید که هم به نیازی در این میدان پاسخ دهد و هم قابلیت رقابت با دیگران را دارا باشد. امروز ارسال ای-میل های عمومی و یک طرفه و یا راه اندازی سایت های اینترنتی که جاذبه کافی نداشته باشند پاسخ گوی امر روابط عمومی یک سازمان سیاسی نیست.

در رابطه با سایت جمهوری خواهان که از تاسیس آن بیش از 3 سال گذشته است سوالم این است که در عرض سه سال گذشته تعداد مراجعین به سایت چه تعدادی بوده است و چرا این سایت حتی از برخی از وبلاگ‌های شخصی بعضی از دوستان عضو اجا ببیندگان کمتری دارد.

نتیجه

دوستان عزیز، از عمر اجا حداقل از اعلام بیانیه آن بیش از سه سال و نیم گذشته است. از اولین همایش ما که بیش از 700 نفر در آن شرکت داشتند و امیدهای زیادی را آفریده بود نیز بیشتر از 2 سال و نیم می گذرد. ما در این مدت حداقل با حساب سرانگشتی تعداد جلسات هیات اجرایی، شورای هماهنگی، هیات سیاسی-اجرایی، کمیسیون های مختلف کاری و دو همایش سراسری و چند جلسه حضوری شورا با احتساب تعداد افراد شرکت کننده و ساعات جلسات حداقل حدود 25000 ساعت وقت گذاشته ایم. بیلان کار ما برای این زمان چه بوده است. منظورم از بیلان کار آن چیزی است که اجا تولید کرده است نه آنچه دوستان ما شخصا انجام داده اند و مثلا مقاله نوشته اند. محصول مشخص کار جمعی ما چه بوده است و چگونه قابل اندازه گیری و قابل ارائه در یک بیلان کاری است؟

مشکل ما در کجاست؟

چرا از آنهمه امید و اعتماد روزهای اولیه و آنهمه استقبال بی بهره شده ایم، چرا کمیسیون های کاری ما تعطیل شدند آیا همین کمیسیون ها و یا کمیسیون ها و گروههای کار مشابه در دیگر احزاب و سازمانهای سیاسی هم تعطیل شده اند، آیا فعالین جنبش زنان کنار نشسته اند و فعالیت ها خود را تعطیل کرده اند یا اینکه از اجا کنار کشیده اند؟

چرا بعضی از فعال ترین و معتبرترین چهره های سیاسی که از بنیانگزاران اجا بودند و حضور آنها در هیات اولیه خود مشوق حضور صدها نفر دیگر گردید امروز کنار نشسته اند یا در گوشه و کنار منتقد و نگران سیاست ها و رفتارهای ما هستند.

در این سه سال و نیم کدام نیروهای جدیدی را جذب کرده ایم، کدام امید جدیدی توسط ما ایجاد شده است، کدام یک از چهره های سیاسی و معتبر جنبش در حال حاضر به ما عنایت می ورزند، وضعیت سیاسی تشکیلاتی  و حضور خود را در چشم انداز آینده  چگونه ارزیابی  می کنیم.

سوالم حقیقتا اینست که آیا از وضعیت کنونی راضی هستیم؟

در پایان باید بگویم که این نقد و درد دل دوستانه هدفش هیات سیاسی اجرایی کنونی نیست و بدنبال آن نیستم که تقصیرها را به گردن تعداد معینی از دوستان که دواطلب پذیرش مسئولیت های بیشتر شدند و هم چنانکه در مقدمه این مطلب گفتم فداکارانه و بدون کمترین چشمداشتی بیشتر از همه ما کار کرده‌اند، بگذارم. اگر مشکلی هست که هست همه ما باید پاسخگو باشیم و صمیمانه تلاش کنیم که با دیدن مشکلات و نه چشم بستن بر آنها در کنار یکدیگر و با احترام به عقاید، سلیقه ها و میزان مشارکت هریک، در جستجوی راه های مناسب برون رفت از وضعیت کنونی باشیم.

با احترام دوستانه به همه اعضای شورای هماهنگی

رضا فانی یزدی

28 سپتامبر 2006