شیِ جین پینگ, بنیاد برانداز


آخرین پاکسازی نظامی نشان می‌دهد رهبر چین وارد دوره‌ای تازه شده است

جاناتان ا. چین
جان کالور

۲ فوریهٔ ۲۰۲۶

پاکسازی ژانگ یوشیا، عالی‌رتبه‌ترین ژنرال چین، در ۲۴ ژانویه، لحظه‌ای شکسپیری در سیاست چین بود. حتی پس از یک دهه فراز و فرودهای پرتنش در ارتش آزادی‌بخش خلق، تصمیم شی جین‌پینگ، رهبر چین، برای کنار گذاشتن ژانگ از عالی‌ترین نهاد حاکم بر ارتش—کمیسیون مرکزی نظامی (CMC)—از سطح تازه‌ای از دسیسه و پیچیدگی حکایت دارد. شی و ژانگ دهه‌هاست که یکدیگر را می‌شناسند: پدرِ شی و پدرِ ژانگ در جریان جنگ داخلی خونبار چین همرزم بودند و ژانگ به‌طور گسترده نزدیک‌ترین متحد شی در فرماندهی عالی ارتش تلقی می‌شد. حتی در سال ۲۰۲۲، پس از موجی از پاکسازی دیگر رهبران ارشد، شی نه‌تنها به ژانگ اجازه داد فراتر از سن بازنشستگی نانوشته در سمتش باقی بماند، بلکه او را به بالاترین مقام ممکن برای یک افسر نظامی ارتقا داد. رابطه‌ای به این اندازه طولانی و عمیق در هر فضایی ارزشمند است، اما به‌ویژه در جهان خشن و کم‌اعتمادِ سیاست چین.

از این‌رو، برکناری ژانگ نمونهٔ نهاییِ میزان اندکِ اعتمادی است که شی به ارتش آزادی‌بخش خلق دارد. همان‌گونه که در مقالهٔ اوت ۲۰۲۵ خود دربارهٔ تلاش‌های شی برای بازسازی ارتش استدلال کردیم، «شی می‌خواهد مطمئن باشد که می‌تواند با اعتمادبه‌نفس از خشونت استفاده کند، اما به نظر می‌رسد اعتمادِ شی کمیاب‌ترین و ارزشمندترین کالاست، حتی برای ارتشی که از نظر منابع به‌خوبی تجهیز شده است.» با این حال، برکناری بی‌تشریفات ژانگ همچنین عمقِ بی‌رحمیِ شی در مدیریت ارتش را آشکار می‌کند. یک چیز است که رهبری به دشمنانش رحم نکند؛ چیزِ دیگر آن است که با دوستانش چنین بی‌ملاحظه و سنگدل باشد.

گمانه‌زنی‌های فراوانی دربارهٔ این‌که ژانگ چه کرده—یا چه نکرده—تا خشم شی را برانگیزد، و نیز دربارهٔ پیامدهای این پاکسازی برای میزان تسلط رهبر چین بر قدرت و اهداف نظامی او در قبال تایوان و ایالات متحده، مطرح است. هرچند این بخش‌های این ماجرا ممکن است با گذر زمان روشن شوند، آنچه اکنون روشن است باورِ شی به این نکته است که قدرت در «به‌کارگیری» آن وجود دارد. با به‌نمایش گذاشتنِ علنیِ کنار زدن ژانگ، شی یکی از ویژگی‌های تعیین‌کنندهٔ سبک سیاسی خود را عریان کرده است: هیچ‌کس در امان نیست—حتی کسانی که پیوندهای شخصی عمیقی با شی دارند. همان‌گونه که «دیلیِ ارتش آزادی‌بخش»، نشریهٔ رسمی ارتش، روز پس از برکناری ژانگ اعلام کرد، کارزار شی «هیچ منطقهٔ ممنوعه‌ای» ندارد. حتی با معیارهای حکومت بی‌امانِ شی نیز، این رخداد یک دگرگونیِ زمین‌لرزه‌ای در سیاست چین به‌شمار می‌آید.

زمان‌بندی همه‌چیز است

پرسش اصلیِ بسیاری از ناظران این است که چرا شی درست اکنون چنین اقدامی را علیه ژانگ انجام داد. در روایت رسمی خود، «دیلیِ ارتش آزادی‌بخش» اعلام کرد که ژانگ به دلیل دامن‌زدن به «مشکلات سیاسی و فساد که رهبری مطلق حزب بر نیروهای مسلح را تهدید می‌کند و بنیان حکمرانی حزب را تضعیف می‌سازد» برکنار شده و اقدامات او «آسیب‌های عظیمی به ساختِ توانمندی‌های رزمی وارد کرده است». با توجه به این‌که فساد در ارتش آزادی‌بخش خلق فراگیر است، بسیاری از ناظران بیرونی این ادعاها را—به‌درستی—بهانه‌ای برای کنار گذاشتن ژانگ می‌دانند، نه علت واقعی آن. این امر به‌ویژه از آن‌رو صادق است که ژانگ پیش‌تر ریاست ادارهٔ توسعهٔ تجهیزات (که پیش‌تر ادارهٔ کل تسلیحات نام داشت) را بر عهده داشت؛ نهادی که مسئول تدارک تجهیزات نظامی است و به فساد آلوده است. همان‌طور که در اوت گذشته برجسته کردیم، این‌که ژانگ—با وجود سقوط چند تن از رؤسای پیشین این اداره—تا آن زمان پاکسازی نشده بود، قابل توجه و نشانه‌ای از اعتمادِ شی به او به‌شمار می‌رفت.

زمان‌بندیِ این برکناری زمانی جالب‌تر می‌شود که در نظر بگیریم شی به‌راحتی می‌توانست تا سال آینده صبر کند و اجازه دهد ژانگ به‌شکلی آرام و بی‌حاشیه بازنشسته شود. به‌هرحال، ژانگ که ۷۵ سال دارد، مدت‌هاست از سن بازنشستگیِ نانوشتهٔ ۶۸ سال گذشته و کنگرهٔ بعدی حزب کمونیست چین—که هر پنج سال یک‌بار نسل تازه‌ای از مقامات چینی را روی کار می‌آورد—حدود ۱۸ ماه دیگر برگزار می‌شود. از این رو، کنار گذاشتن ژانگ در مقطع کنونی، از نظر شکل و معنا، شباهت زیادی به قدرت‌نمایی سیاسیِ شی در کنگرهٔ قبلی حزب در سال ۲۰۲۲ دارد؛ زمانی که او سلفِ خود، هو جین‌تائو، را در حالی که بی‌اعتنا نظاره می‌کرد، به‌طور علنی و با اجبار از جلسه بیرون بردند.

اخراجِ هو از سوی شی—و نیز تصمیم او برای واداشتنِ بقایای نحیفِ جناح هو به بازنشستگیِ زودهنگام—در آن زمان اقدامی اضافی و غیرضروری به نظر می‌رسید؛ چرا که شی پیش‌تر عملاً پایگاه قدرت هو را یا با سلب اختیار از حامیانش، یا با گماردن آن‌ها در مناصب کم‌اهمیت، به حاشیه رانده و قدرت را در دستان خود متمرکز کرده بود. اما در نهایت، این اقدامات نشانهٔ تمایلِ شی به سلطهٔ کامل بر سیاست چین بود—و نیز نشان می‌داد که او توانایی آن را دارد که عالی‌ترین سطوح حزب را با افرادی پُر کند که دهه‌هاست می‌شناسد؛ از جمله ژانگ.

عنصر جالبِ دیگر در توجیه رسمیِ برکناری ژانگ این بود که دلیل آن صرفاً «فساد» اعلام نشد، بلکه به «مشکلات سیاسی» نیز اشاره شد که می‌توانست کنترل حزب بر ارتش را تحت تأثیر قرار دهد. برخی این عبارت را چنین تفسیر کرده‌اند که ژانگ عمداً از فرمان شی سرپیچی کرده یا حاکمیت او را به چالش کشیده است. هرچند این احتمال به‌طور نظری وجود دارد، اما با توجه به رابطهٔ دیرینهٔ آن دو، چندان محتمل به نظر نمی‌رسد. افزون بر این، اگر ژانگ واقعاً چالشی سیاسی برای شی محسوب می‌شد، به‌احتمال زیاد باید نخستین قربانی موج اخیرِ مبارزه با فساد می‌بود که از سال ۲۰۲۳ آغاز شد، نه آخرینِ آن‌ها.

با توجه به رگه‌های بدگمانی در سیاست چین، همیشه این امکان هست که شی صرفاً به این ظن افتاده باشد که ژانگ به‌نوعی تهدیدی برای قدرت اوست. اگر چنین باشد، این پرسش پیش می‌آید که آیا شی نیز گرفتار همان سوءظن فراگیر و مخربی شده که بسیاری از دیکتاتورهای دیگر را از پا درمی‌آورد یا نه. اما شی سابقه‌ای طولانی و مستند از عقلانیتِ سرد و بی‌احساس دارد و معمولاً بی‌دلیل دست به اقدام نمی‌زند. محتمل‌تر آن است که ژانگ صرفاً کارکرد خود را برای شی از دست داده بود. شی که برای تثبیت قدرت خود در ارتش آزادی‌بخش خلق به ژانگ تکیه کرده و بیشتر هم‌نسلان ژانگ را کنار زده بود، احتمالاً به این جمع‌بندی رسیده بود که نگه داشتنِ افسر سالخورده و فاسدی در رأس هرم دیگر توجیهی ندارد.

پردهٔ پایانی بزرگ

از این منظر، پاکسازی ژانگ باید اوجِ نمایشی طولانی تلقی شود. به‌هرحال، این برکناری در خلأ رخ نداد. شی بیش از یک دهه کوشیده است حصارِ درون‌گرای ارتش را بشکند، کنترل خود را تحکیم کند و این نهاد را مطابق اراده‌اش خم کند. کنار گذاشتن ژانگ به نظر می‌رسد نقطهٔ پایانیِ کارزار شی باشد؛ نه‌فقط برای ریشه‌کن کردن فساد از فرماندهی عالی ارتش، بلکه برای حذف تقریباً یک نسل کامل از افسران ارشد. به‌نظر می‌رسد شی به این نتیجه رسیده که تقریباً هیچ‌یک از رهبران نظامیِ نسل کنونی قادر به انجام دو مأموریتی که برایشان تعیین کرده بود نیستند: نخست، تضمینِ سیاسی‌شدن کامل ارتش و آمادگی آن برای ایفای نقشِ «ضامن نهاییِ حاکمیت حزب» در صورت بروز ناآرامی‌های داخلی؛ و دوم، ساختن ارتشی که در صورت لزوم بتواند با دشمنان خارجی—از جمله ارتش ایالات متحده—بجنگد.

نتیجه این است که از میان هفت عضوی که در آغاز دورهٔ سوم ریاست شی در سال ۲۰۲۳ در کمیسیون مرکزی نظامی حضور داشتند، اکنون تنها یک عضو نظامیِ یونیفرم‌پوش و یک عضو غیرنظامی (خودِ شی) باقی مانده‌اند. معنادار است که تنها بازماندهٔ نظامی، افسری است که مسئول نظارت بر تحقیقاتِ فساد است؛ کسی که پاییز گذشته، در میانهٔ موج دیگری از پاکسازی‌های نظامی، به سمت نایب‌رئیس ارتقا یافت. حذف تقریباً کامل رهبری کمیسیون اکنون به شی امکان می‌دهد از «صفحه‌ای سفید» آغاز کند. در آستانهٔ کنگرهٔ حزب در سال آینده، او می‌تواند نه‌تنها کمیسیون را از نو پُر کند، بلکه حتی ساختار آن را تغییر دهد؛ این‌که چه کسانی خدمت کنند و کدام بخش‌های ارتش نمایندگی داشته باشند.

شی پیش‌تر یک‌بار چنین بازسازی‌ای را انجام داده است: حدود یک دهه پیش، فرماندهی عالی را نوسازی و چابک کرد و از جمله رؤسای نیروها را از کمیسیون کنار گذاشت. این بار نیز ممکن است اصلاحات دیگری اعمال کند، یا شاید به این نتیجه رسیده باشد که تلاش برای اصلاح ارتش آزادی‌بخش خلق شکست خورده و این ارتش توانِ اصلاحِ خود را ندارد. با توجه به کمبود افسران ارشد باقی‌مانده، گزینه‌های او برای پر کردن رده‌های بالا محدودتر است. او ممکن است به‌جای آن، غیرنظامیان بیشتری را به کمیسیون منصوب کند—که به‌طور سنتی، دومین عضو غیرنظامی تنها زمانی منصوب می‌شود که فردی به‌عنوان جانشینِ محتمل رهبر مطرح باشد—و این امر به تحکیم هرچه بیشترِ کنترل حزب بر ارتش کمک خواهد کرد.

میلِ شی به بازسازی ارتش آزادی‌بخش خلق بسیار فراتر از دغدغه‌های فساد یا کارآمدی است. تنها چند ماه پس از آن‌که شی در پاییز ۲۰۱۰ به‌عنوان نایب‌رئیس به کمیسیون مرکزی نظامی پیوست، بهار عربی آغاز شد و او شاهد فروپاشی چندین رژیم اقتدارگرا بود؛ رژیم‌هایی که دستگاه‌های امنیتی‌شان منافع خود را بر منافع حزب حاکم ترجیح دادند. درهم شکستنِ توان ارتش برای مقاومت در برابر دستورات حزب—به‌ویژه در شرایط بحران—برای شی اهمیتی حیاتی دارد؛ حتی بیش از آمادگی رزمی. نگرانی‌های اصلی او دربارهٔ کنترل حزب بر ارتش صرفاً عملیاتی نیستند؛ بلکه وجودی و حیاتی‌اند.

چشم‌ها به هدف

تمایلِ شی برای خالی‌کردنِ فرماندهی عالی و بازسازی آن در این مقطع، همچنین نشانه‌ای است از این‌که او نسبتاً با محیط خارجی چین—به‌ویژه پویش‌های دو سوی تنگهٔ تایوان—احساس آسودگی می‌کند. دولت ترامپ چندان آمادهٔ دفاع از تایوان به نظر نمی‌رسد: رئیس‌جمهور ایالات متحده، دونالد ترامپ، گفته است «این به شی بستگی دارد» که چین در قبال تایوان چه می‌کند و «راهبرد دفاع ملی» منتشرشده از سوی دولت او در ماه گذشته حتی نامی از تایوان نبرده است. در همین حال، پویش سیاسی در تایوان نیز در آستانهٔ انتخابات ملیِ ۲۰۲۸ به سود پکن در حال تغییر است. حمایت از رئیس‌جمهور تایوان، لای چینگ-ته، و حزب دموکراتیک پیشرو—که موضع سخت‌تری در برابر پکن دارد—پس از ناکامی تلاش تابستان گذشته برای استیضاحِ نمایندگان حزب مخالف، کومینتانگ، کاهش یافته و رهبری جدیدِ کومینتانگ خواستار آشتی بیشتر با پکن است.

با این همه، بریدنِ چنین عمیقی در شبکهٔ خودیِ شی برای بیرون کشیدنِ فساد از ارتش، به این معنا نیست که او از احتمالِ درگیری نظامی بر سر تایوان غافل شده است. برعکس، این اقدام نشان می‌دهد تا چه اندازه مصمم است که ارتش برای چنین سناریوی ناخوشایندی آماده باشد. او از آرامشِ نسبیِ دو سوی تنگه بهره می‌برد تا تدارک ببیند. و همان‌گونه که رزمایش‌های بزرگ ارتش آزادی‌بخش خلق پیرامون تایوان در ماه دسامبر نشان داد، چین هم‌اکنون نیز می‌تواند به تحریک‌ها پاسخ دهد و حتی بدون تهاجم، جزیره را تنبیه کند. این کشور نیرویی مرگبار و قابل‌توجه ساخته است که در صورت فراخوان، می‌تواند به شیوه‌های گوناگون واکنش نشان دهد.

این‌که دقیقاً چه کسی در صورت صدور فرمانِ شی پاسخ‌گو خواهد بود، فعلاً روشن نیست. اما هر زمان که او یک غیرنظامی را به کمیسیون مرکزی نظامی منصوب کند، آن فرد به‌عنوان بختِ اصلیِ جانشینیِ شی به‌عنوان رهبر بعدی چین تلقی خواهد شد و شخصیت تازه‌ای را به این نمایشِ پرآشوب وارد خواهد کرد. بد نیست به یاد بیاوریم که شی کارزار مبارزه با فساد خود را حوالی سال ۲۰۱۲، پس از سقوط بو شی‌لای—رقیبش برای جانشینیِ هو جین‌تائو—آغاز کرد. جزئیات جنجالیِ آن پرونده یادآور رمان‌های عامه‌پسندِ فرودگاهی بود: همسرِ بو یک تاجر بریتانیایی را که واسطهٔ خانوادگی‌شان بود به قتل رسانده بود. هرچند هنوز نمی‌دانیم چه دشمنی‌های نمایشی یا چه خطاهای ساده‌ای به سقوط ژانگ انجامید، برکناریِ او یادآوری می‌کند که به‌کار بستنِ منطقِ جبری برای فهمِ شخصیت‌های صحنهٔ سیاست چین چه اندازه گمراه‌کننده است. به احتمال زیاد، پرده‌های بسیار دیگری نیز در این نمایشِ در حال گسترش در پیش است. پرسشِ واقعی برای شی این است که آیا می‌تواند سرانجام فرجامی را رقم بزند که تاکنون از دسترسش گریخته است: ارتشی که به معیارهای سخت‌گیرانهٔ او از وفاداریِ حزبی و توان عملیاتی پاسخ دهد.

درباره نویسندگان این مطلب:

جاناتان ا. چین دارندهٔ کرسی «مایکل اچ. آرماکاست» در مطالعات سیاست خارجی و پژوهشگرِ مرکز چینِ «جان ال. تورنتون» در مؤسسهٔ بروکینگز است. او از سال ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۳ مدیر امور چین در شورای امنیت ملی ایالات متحده بود و همچنین عضو «سرویس تحلیلی ارشد» در سازمان سیا بوده است.

جان کالور پژوهشگر ارشدِ غیرمقیم در مرکز چینِ «جان ال. تورنتون» در مؤسسهٔ بروکینگز است. او ۳۵ سال به‌عنوان افسر سازمان سیا خدمت کرده است؛ از جمله در فاصلهٔ ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۸ به‌عنوان افسر ملی اطلاعات برای شرق آسیا.

https://www.foreignaffairs.com/china/xi-destroyer