این نامه را چنانکه می بینید در تاریخ ۲۲ جون ۲۰۰۷ به اعضای شورای هماهنگی منتخب همایش سوم نوشتم
پس از سلام و آرزوی سلامتی برای همگی شما:
تقریبا نزدیک به یک ماه از همایش سوم و انتخاب شما به عنوان شورای هماهنگی می گذرد. یکی از اولین وظایف ما چنانچه در اساسنامه به آن اشاره شده است، انتخاب هیئت رئیسه شورا و سپس انتخاب هیئت سیاسی-اجرایی است.
این امر یعنی انتخاب این دو ارگان به خودی خود امکان پذیر نیست و نیازمند حضور و مشارکت فعال شما دوستان می باشد. اولین قدم برای تشکیل این ارگانها اعلام کاندیداتوری از طرف دوستان است. دوستان عزیز، هر کدام از ما سالیان طولانی تجربه کار تشکیلاتی، فعالیت سیاسی و زندگی حرفه ای داریم و سالها در کشورهایی با نظامهای دمکراتیک در غرب زندگی کرده ایم و بارها و بارها تجربه های انتخاباتی در درون احزاب، مجالس، و سازمانهای صنفی و مدنی را در این کشورها شاهد بودهایم.
از آنجا که مدل موجودمان برای تحقق دمکراسی و رفتار دمکراتیک چه در آینده برای کشورمان و چه در حال حاضر در حوزه سازمانی برای خودمان یعنی در اتحاد جمهوری خواهان ایران از تجربه های موجود گرفته شده است، همه توجه داریم که اساس دمکراسی در این تجربه ها بر یک اصل خدشه ناپذیر استوار است و آن عبارت است از حق هر فرد برای انتخاب کردن و همچنین حق هر فرد برای انتخاب شدن.
پذیرش حق فرد در انتخاب کردن و انتخاب شدن در حقیقت همان پذیرش حقوق اولیه بشری است که در سیاست در صندوق های رای تجلی پیدا می کند و نشانگر پذیرش سیستم تعقل به جای سیستم های سنتی از ولایت فقیه اسلامی و مرحعیت گرفته تا پادشاهی و تسلط کلیسا در دوران پیش ازتجدد اروپاست.
پذیرش هرگونه ضابطه ای که در حقیقت به نقض حقوق فرد در پروسه انتخابات موجب گردد در واقع مغایر با دمکراسی و حقوق اولیه افراد در یک ساختار دمکراتیک بوده و تحت هیچ عنوانی قابل پذیرش نیست، گرچه سازوکارهایی در کشورهای گوناگون یا احزاب و سازمانهای سیاسی چه در کشورهایی با نظامهای توتالیتر و چه در دنیای متمدن گاه به کار گرفته شده و می شود که این حقوق را نقض می کند. اما ما به عنوان طلایه داران نظام دمکراتیک فردای ایران باید از امروز حداقل در سازمان خودمان تلاش کنیم که اشکالی را که موجبات حذف و احیانا نقض حقوق دمکراتیک دیگر اعضا می شوند را بکار نگرفته و سنگ بنا را از ابتدا در اتحاد جمهوری خواهان ایران بر اساس احترام به حقوق افراد و تضمین این حقوق از طریق کاربست یک مکانیسم کاملا دمکراتیک که حافظ حقوق تک تک افراد می باشد، بگذاریم.
پس از این مقدمه به اصل مطلب می پردازم.
ما از همان ابتدا یعنی انتخاب اولین هیئت موقت اجرایی پیش از همایش اول با بحثی مواجه شدیم که این انتخاب چه گونه انجام گردد.
عده ای از دوستان معتقد بودند که حق انتخاب یا انتخاب شدن یک حق فردی است و باید محترم شمرده شود و جدای از اینکه نامزدهای عضویت در هیات اجرایی چه بصورت فردی و یا به صورت لیست های متعدد از طرف دیگران معرفی گردند، نهایتا در مرحله انتخابات، ما به افراد به صورت تک تک رای خواهیم داد و نه به لیست های متفاوت یا یک لیست از قبل تهیه شده.
در مقابل، نظر دیگری بود و هنوزهم هست که به چند دلیل که در زیر به آن اشاره خواهم کرد به معرفی لیست باور داشته و مخالف کاندیداتوری بصورت فردی است. دلایل این دوستان چنانچه در همین یک ماه گذشته هم در جلسات هیات سیاسی-اجرایی و البته بیشتر در جمع های محدود به بحث گذاشته شده به شرح زیر است.
- انتخاب تیمی، بیان دیگری از شرکت در ارگانها به شرط عدم حضور برخی افراد
بعضی از دوستان معتقدند که شرکت آنها در هیات سیاسی-اجرایی منوط به آن است که دیگر اعضای هیات مورد قبول آنها باشند. در حقیقت این بخش از دوستان بطور جدی مطرح می کنند که مثلا اگر فلان فرد در هیات سیاسی اجرایی باشد، ما حاضر به همکاری با او نبوده و فعالیت نمی کنیم. گرچه که این فرد حائز آرای لازم از شورای هماهنگی و منتخب شورا برای هیات باشد.
اساس این نظر بر دو پایه استوار است.
یک: در حقیقت حوزه انتخاب شورای هماهنگی را در حد حوزه افراد مورد قبول خودش تقلیل داده و خرد جمعی را که تجلی آن در انتخاب هیات سیاسی-اجرایی، همان نتایج نهایی انتخابات است را بر نمی تابد. به بیان دیگر، این نظر در صدد است که با مشروط کردن حضور خود به شرط حذف دیگران، اراده خود را به اراده شورای هماهنگی تحمیل نماید و رای به خود را به شرط نقض حقوق دیگران و جلوگیری از شرکت آنها در هیات سیاسی-احرایی منوط نماید.
دو: این نظر در واقع بر این است که هیات سیاسی-اجرایی را از یک ارگان رهبری و تصمیم گیرنده داوطلب منتخب شورای هماهنگی با همه ملاحظات نظری و سیاسی برای حفظ اتحاد جمهوری خواهان به یک ارگان محدود اجرایی متشکل از یک گروه همفکر و یا در بهترین حالت آن یک تیم همراه از افرادی که به هر دلیلی تصمیم گرفته اند که با هم کار کنند تبدیل نموده و عملا با مشروط کردن حذف دیگران به قیمت ادامه همکاری تیمی، بخشی از نمایندگان فکری و سیاسی و رفتاری در اجا را از حضور در بالاترین ارگان روزانه تصمیم گیری حذف نماید.
این تصوردر حقیقت پایه اش نه در تفکر اتحادی و جبهه ای که در تفکر ایجاد یک گروه حزبی و متمرکز است.
تفوق این تفکر در اتحاد جمهوری خواهان در حقیقت در تضاد با اهداف اولیه اتحاد بوده و نتیجه عملی آن در صورت تسلط بر اتحاد به انحلال اتحاد و تقلیل آن به یک تشکل حزبی و محدود منجر شده و عملا نه در جهت فراگیر کردن اتحاد که در جهت تقلیل آن در حوزه یک اقلیت یا فراکسیون معین پیش می رود.
- ترس از غافلگیر شدن از نتایج انتخابات
عده ای دیگر از دوستان از آن جهت بحث لیست و انتخابات از طریق لیست را مطرح می کنند که معتقدند که نتایج انتخابات قابل پیش بینی نیست و چه بسا برخی از ما غافلگیر شده و به قول معروف سورپریز شویم. یا به بیانی، بر اثر تصادف افرادی انتخاب شوند که مورد توافق نیستند.
این نقطه نظر اساسا با وحشت از نتیجه انتخابات و طرح مباحثی از جمله نتایج تصادفی، اتفاقی و سورپریز در حقیقت اساس فکر دمکراتیک را زیر سوال می برد.
این نقطه نظر بر خلاف آنچه که در دنیای امروز در نظامهای دمکراتیک پذیرفته شده است، دمکراسی را به معنای پذیرش قواعد و قوانین بازی که در آن نتایج نامعلوم اند، برنمیتابد. هراس ما از نتایج نامعلوم در بازی دمکراسی نباید ما را به دوری از دمکراسی سوق دهد.
اگر فردی یا حزبی یا گروهی از صندوق های رای بیرون می آیند که موافق طبع من و شما نیستند، نه به این معناست که تصادف اتفاق افتاده، بلکه به این معناست که خرد جمعی به هر دلیلی، از جمله تحت تاثیر تبلیغات، کم کاری حریف، شرایط جغرافیایی-منطقه ای و شعور جامعه و … – به چنین اجماعی رسیده است.
حاصل اجماع و خرد جمعی را نباید به تصادف غیرمنتظره تقلیل داد و برای جلوگیری از آن چه که ما با آن مخالف هستیم و آن را تصادف قملداد می کنیم به سازوکارهایی متوسل گردیم که به حیل گوناگون بتواند نتایج مطلوب و مورد نظر ما را جایگزین خرد جمعی نماید. ما یا انتخابات و حق انتخاب کردن و انتخاب شدن و بازی با صندوق آرا را می پذیریم و به نتایج آن نیز پایبند هستیم، و یا اینکه اساسا باید بگوییم که دمکراسی و انتخابات و صندوق تا آنجا مطلوب ماست که نتایج آن مورد قبول ما باشد.
آخرین نکته این که این تفکر توجه نمی کند که حتی اگر انتخابی بر اثر تصادف نتیجه نا مطلوب به بار آورد، در یک سیستم دمکراتیک سازوکارهایی وجود دارند که می تواند اشتباه را تصحیح نماید. انتخابات و نتایج آن در سازمانهای دمکراتیک، انتخابات ابدی و غیرقابل تغییرنیستند. ما نه پادشاه انتخاب می کنیم که ابدی باشد و نه کسی که انتخاب می شود برای ما تقدس و جاودانگی دارد. به همین دلیل در اساسنامه اتحاد جمهوری خواهان اصل تجدید انتخابات هیات سیاسی-اجرایی در هر شش ماه پیش بینی و گنجانده شده و اصرار من به اجرای این اصل دقیقا برای رفع چنین نگرانی است. ما بهتر است به جای بکار بستن سیستم های محدود کننده و حذفی به سیستم های دمکراتیک و پویا که قابلیت اصلاح پذیری دارد توجه کنیم.
تجدید شش ماهه انتخابات هیات سیاسی-اجرایی در حقیقت همان سیستم اصلاح پذیری است در مقابل نگرانی آن دسته از دوستانی که با ارائه سیستم حذفی به بهانه انتخابات با نتایج تصادفی و نامعلوم، به ارائه لیست واحد توسل جسته و خواهان حذف حضور فردی کاندیداها می باشند.
- حذف مستقیم مخالفین نظری به شیوه حذف از لیست
نظر دیگری در جمع ما متاسفانه موجود است که بطور جدی و رسمی در بعضی از رایزنی ها اصرار دارند که برخی از دوستان را از حضور در بعضی از ارگانها حذف نمایند و با تهدید به کناره گیری و مشروط کردن ادامه فعالیت خود به عدم حضور دیگران به جد تصمیم گرفته اند که مانع حضور برخی از دوستان ما در هیات سیاسی-اجرایی شوند.
این نظر گرچه هنوز شهامت ارائه خود را در جمع پیدا نکرده است، اما بطور جدی مشغول رایزنی است برای حذف تعداد معینی از دوستان. و بدین ترتیب عمل می کند که تلاش دارد برخی دوستان در هیچ یک از لیست ها راه نیابند.
این شیوه کار بیشتر مرا به یاد رایزنیهای شورای نگهبان و رهبری در نظام جمهوری اسلامی در دوران انتخابات می اندازد و بسیار تاسف آور است که هنوز در میان ما دوستانی هستند که بجای خردجمعی ما – یعنی حق انتخاب شورای هماهنگی – به رایزنی های پشت پرده بیشتر بها داده و به بهانه اینکه در برخی کشورها ارائه لیست از سوی احزاب مرسوم است، این شیوه را توصیه می کنند.
اگر ما در یک جمع کوچک شورای هماهنگی، یعنی حوزه ای که در آن نه قدرتی و نه ثروتی در کار است، این همه نگران هستیم و هم و غم خود را در حذف بعضی از دوستانمان در همین جمع کوچک قرار داده ایم، چه جای شکایت از وضعیت موجود در نظام اسلامی است!
دوستان عزیز، علیرغم همه این مباحث حاشیهای، من اطمینان دارم که شورای هماهنگی منتخب همایش سوم در مقام ارگان رهبری میتواند با شیوه دمکراتیک انتخابات فردی حضور همه گرایشات سیاسی در هیات سیاسی-اجرایی را تامین نموده و حضور موثر اتحاد جمهوری خواهان را تا همایش بعدی برپایه سند توافقی بنیادی ما در صحنه سیاست ایران تضمین نماید.

این نامه به این دلیل نوشته شد که تعدادی از دوستان برای جلوگیری از کاندید شدن افراد خاصی از جمله من سعی کردند که با آوردن لیست هایی از حضور افراد به گونه فردی جلوگیری کنند و بح این شیوه مانع انتخاب آنها شوند. این پیشنهاد ها بیشتر از طرف امیر حسین و مهرداد و تعداد دیگری از افرادی متره می شد که بعدا از اتحاد جمهوریخواهان جدا شده و گروه دیگری را درست کردند.
در زیر نیز در نامه ای به یکی از آنها این مسله را توضیح دادم

agar farsi khande nashod lotfan zamime raa molaheze konid.
جوراباد عزيز،
شما کاملاً درست می گوييد، بحث را نبايد پيچيده کرد، همان طور که
گفتيد بسيار ساده است، چه دوستانی مايل باشند ليست بدهند و چه ليست
ها محدود به تعداد معينی باشد يا خير.
هيچ کس حتی مصوبه شورا حق ندارد از کانديداتوری افراد به
صورت فردی جلو گيری نمايد.
هيچ کس حتی شورا حق ندارد که رای دهندگان را وادار نمايد که
حتماً بايد به ليست رای دهند و رای به افراد منتفی است.
در هيچ کجاي دنيا هم اين حق يعنی “کانديداتوری فردی و رای به افراد
مورد سوال نبوده است” دوستان اگر موردی جزء اين را در کشورها
با ساختار دمکراتيک سراغ دارند اشاره کنند ، بويژه در درون يک حزب يا
سازمان سياسی برای انتخاب ارگانهای رهبری آن. بحث ليست معمولاً در انتخاب مجالس
از طرف احزاب مطرح می شود و نه در مورد انتخابات درونی هيت های رهبری آنها مگر
اينکه قبلاً فراکسيون های جدی در درون آنها شکل گرفته باشد.
به هر حال ممنون از برخورد فعال شما در ارائه راه حل.
تندرست باشی
رضا
