از دفاع مقدس تا تقابل با فاشیسم نوین

از دفاع مقدس تا تقابل با فاشیسم نوین؛ چرا امروز دفاع از ایران یک ضرورت تاریخی است؟

مواجهه با واقعیت عریان تهاجم و جبهه واحد دشمن

بسیار جای تأسف است که در برهه‌ای از تاریخ قرار گرفته‌ایم که میهن ما هدف تهاجمات وحشیانه ائتلاف صهیونیستی و ایالات متحده آمریکا قرار گرفته است. امروز دیگر با تهدیدهای انتزاعی روبرو نیستیم؛ چهره کریه جنگ، تخریب زیرساخت‌ها و کشتار مردم بی‌گناه به‌روشنی عیان شده است. دشمنان ما امروز بی‌شرمانه از ضرورت «تنبیه ملت ایران» سخن می‌گویند و ابایی ندارند که ویرانی سرزمین ما را به عنوان هدفی استراتژیک اعلام کنند. در این شرایط، تفکیک میان «نظام سیاسی» و «سرزمین» در لحظه تهاجم دشمن، نه یک کنش سیاسی، بلکه تکرار راهبرد فریبکارانه‌ای است که برای نابودی ایران طراحی شده است.

مغالطه «جمهوری اسلامی» به مثابه بهانه تجاوز

یکی از خطرناک‌ترین ترفندهای تبلیغاتی دشمن که متأسفانه توسط عده‌ای در داخل و خارج نیز تکرار می‌شود، این است که منشأ تمام بحران‌ها و تهاجمات را صرفاً در ماهیت جمهوری اسلامی خلاصه می‌کنند. اما حقیقتِ مکتوم این است که موضوع فراتر از یک ساختار سیاسی؛ بلکه مستقیماً متوجه «ایران»، «سرزمین» و «ملت» ماست.

باید با صراحت اعلام کرد: جمهوری اسلامی ایران، بخشی از واقعیت سیاسی و حاکمیتی این خاک است و در شرایط فعلی، تنها قدرت سازمان‌یافته‌ای است که ابزار دفاع از امنیت و کیان کشور را در اختیار دارد. کسانی که می‌کوشند در میانه نبرد، میان «نظام» و «سرزمین» شکاف ایجاد کنند، عملاً در حال بازتولید همان گفتمان شرورانه‌ای هستند که نتانیاهو برای فروپاشی ایران از درون طراحی کرده است.

نقد گفتمانِ خطرناک «صدای سوم» و همدستی با جنگ‌طلبان

جریانی که تحت عنوان «صدای سوم» مدعی مخالفت با جنگ است اما همزمان با مقصر جلوه دادن ایران، تهاجم دشمن را توجیه می‌کند، در عمل جاده‌صاف‌کن جنگ‌طلبان است. این گفتمان با القای این مطلب که «تا جمهوری اسلامی هست، جنگ هم هست»، آدرس غلط به مخاطب می‌دهد.

پاسخ ما به این جریان روشن است: نگاهی به تاریخ ۴۷ ساله اخیر نشان می‌دهد که ایرانِ پس از انقلاب، هرگز مسبب هیچ جنگی نبوده و به هیچ کشوری تعدی نکرده است. حتی در سال ۱۳۵۹ که ایران فاقد توان موشکی و هسته‌ای امروز بود، مورد حمله صدام و حمایتِ همه‌جانبه غرب قرار گرفت؛ این ثابت می‌کند که دشمنی آنان با «هویت ایران» است، نه صرفاً ابزارهای دفاعی ما.

تبیین مرز میان «آتش‌بس عزتمندانه» و «تسلیم ذلت‌بار»

یکی از کلیدی‌ترین گره‌های ذهنی که جریان‌های تحریف‌گر سعی در ایجاد آن دارند، جابه‌جا کردن مفهوم آتش‌بس با تسلیم تمام‌عیار است.

در سال ۱۳۶۱ و پس از حماسه آزادسازی خرمشهر، پیشنهادات برای آتش‌بس زمانی مطرح شد که ایران در اوج قدرت نظامی قرار داشت. در آن مقطع، آتش‌بس به معنای پایان درگیری از موضع «برنده»، دریافت غرامت سنگین و تثبیت مرزها بود. اما آنچه امروز آمریکا و اسرائیل دنبال می‌کنند، تسلیم بدون قید و شرط (Unconditional Surrender) است.

  • آتش‌بس: یک فرآیند دیپلماتیک و نظامی برای توقف جنگ با حفظ اقتدار، خروج اشغالگران از منطقه و دریافت تضمین‌های امنیتی است. ایران می‌تواند شرایط خود را مطرح کند و امتیاز بگیرد.
  • تسلیم: به معنای واگذاری تمام ابزارهای بازدارندگی و تبدیل کشور به یک جغرافیای بی‌دفاع تحت‌الحمایه بیگانه است. پذیرش آنچه دشمن «صلح» می‌نامد، در واقع امضای سند فروپاشی سرزمین است. تسلیم در برابر متجاوز هرگز صلح نمی‌آورد، بلکه راه را برای نابودی کامل و تجزیه ایران هموار می‌کند.

سقوط اخلاقی و فاشیسم نوین؛ نقدی بر عملکرد جریان سلطنت‌طلب

در میان فجایع ناشی از جنگ، هیچ پدیده‌ای به اندازه رفتار جریان‌های منسوب به سلطنت‌طلبان و پیروان رضا پهلوی، وقیحانه و ضدایرانی نبوده است. ما امروز با جریانی مواجهیم که ادعای «میهن‌پرستی» دارد، اما برای بمباران خاک خود به پایکوبی برخاسته است.

  • جشن بر ویرانه‌های وطن: تصاویر شرم‌آور از تجمعات این افراد در پایتخت‌های غربی، که در آن با پرچم‌های اسرائیل و آمریکا به رقص و شادی برای اصابت موشک به خاک ایران می‌پردازند، سند رسوایی ابدی این جریان است. چگونه می‌توان مدعی عشق به ایران بود و همزمان برای خلبانانی که زیرساخت‌های ملی ایران را هدف می‌گیرند، هورا کشید؟
  • نمایش پرچم بیگانه؛ نماد وابستگی: دست گرفتن پرچم‌های قدرت‌های متجاوز در تجمعات این جریان، پیامی جز «وابستگی مطلق» ندارد. آنها به جای آنکه در کنار ملت مظلوم خود بایستند، به پیاده‌نظامِ تبلیغاتی نتانیاهو تبدیل شده‌اند.
  • رفتارهای فاشیستی و سرکوب مخالفان: این جریان در مواجهه با دیگر مخالفان و منتقدان، به‌وضوح روش‌های فاشیستی و کیش شخصیت را به کار می‌گیرد. هر کسی که با راهبرد «حمله نظامی» یا «تحریم‌های فلج‌کننده» مخالفت کند، توسط ارتش‌های سایبری این جریان با رکیک‌ترین توهین‌ها و تهدیدها روبرو می‌شود. آنها که هنوز به قدرت نرسیده، این‌گونه با دگراندیشان برخورد می‌کنند، نشان می‌دهند که در صورت کسب قدرت، چه استبداد سیاهی را رقم خواهند زد.

بازخوانی تاریخ؛ درس‌هایی از وفاداری نیروهای منتقد و چپ در دهه ۶۰

برخلاف وضعیت تأسف‌بار برخی مخالفانِ امروز، در آغاز جنگ تحمیلی (۱۳۵۹) اکثر احزاب و سازمان‌های منتقد و حتی مخالف نظام، میان «مخالفت با حاکمیت» و «دفاع از وطن» تمایز قائل شدند.

  • الگوی شرافت و میهن‌پرستی: بسیاری از نیروهای چپ و ملی‌گرا که حتی جمهوری اسلامی را “سازشکار” یا “غیردموکراتیک” می‌خواندند، داوطلبانه به جبهه‌ها رفتند.
  • مصداق تاریخی؛ عسگر دانش: یکی از نخستین شهدای جنگ، رفیق «عسگر دانش» (عضو مشاور کمیته مرکزی حزب توده ایران) بود که در دفاع از خرمشهر جان باخت. مراسم تشییع او با حضور رسمی نیروهای ارتش برگزار شد. این نشان می‌دهد که در آن زمان، دفاع از خاک فاقد انحصارطلبی بود و جریانات مختلف، امنیت ملی را خط قرمز می‌دانستند.
    در آن دوران، تنها سازمان مجاهدین خلق بود که در نهایت به دشمنی با ملت رسید و در کنار صدام ایستاد؛ داستانی که امروز برخی جریانات با وقاحت در حال تکرار آن هستند.

موازنه قدرت و همبستگی ملی در دوران جدید

خوشبختانه ایرانِ امروز، ایرانِ ضعیف سال ۱۳۵۹ نیست. قدرت نظامی بازدارنده، نفوذ منطقه‌ای و تغییر در هندسه قدرت جهانی (ایستادگی چین و روسیه)، ایران را در موقعیت تثبیت‌شده‌ای قرار داده است. از سوی دیگر، حضور حماسی مردم در خیابان‌ها علیرغم بمباران‌ها، نشان داد که سناریوی دشمن برای ایجاد جنگ داخلی و شکاف ملی با شکست مواجه شده است. این روحیه میهن‌پرستی، مایه امیدواری دوستان و رسوایی دشمنی است که خواب تجزیه ایران را می‌دیدند.

مسئولیت تاریخی ما در برابر متجاوز

ممکن است نقد‌های جدی به سیاست‌های داخلی یا انحصارطلبی‌های سیاسی وارد باشد، اما این نقدها نباید منجر به کوری استراتژیک شود. مسئولیت قانونی و اخلاقی این تهاجم بر عهده ایالات متحده و رژیم صهیونیستی است و آن‌ها هستند که باید در برابر این اقدام پاسخگو باشند.

وظیفه هر ایرانی وفادار به خاک، محکومیت صریح تجاوز و ایستادگی در کنار مردم و مدافعان سرزمین است. ما خواهان آتش‌بسی مقتدرانه هستیم که امنیت ایران را تضمین کند، نه تسلیمی که به نابودی میهن بیانجامد. یاد و خاطره عزیزانی که در این راه دفاع از این مرز و بوم جان خود را فدا می‌کنند، برای همیشه در حافظه تاریخی ملت ایران جاودان خواهد ماند.

رضا فانی یزدی ، ۱۳ مارس ۲۰۲۶